ديوانگان لحظهء عنان كشيده دار و بيان اقسام ثلاثه نماى ديوانه بايستاد و گفت اما زنى كه از تست و بر تست او دختريست بكر كه به غير از تو كسى نديده باشد و محبت تو بر دل بسته به غير از تو كسى را نميداند و اما آنكه نه از تست و نه بر تست زنيست كه شوهر ديگر كرده است كه چون با تو باشد دلش بجانب شوهر اول باشد و هرگاه سخنى ميان او و تو درميان آيد ياد شوهر پيشين كند و بر حضور تو نام او بر زبان راند و اما آنكه از تو نيست و بر تست زنيست كه از شوهر ديگر فرزند داشته باشد و هميشه بتعهد فرزند خويش اشتغال نمايد و هرچه در خانهء تو يابد در مصالح اولاد صرف كند گفتم سخنان تو بكلام مجانين نسبتى ندارد سبب چيست كه اينطور وضعى اختيار كردهء جوابداد كه ما چهار نفر بوديم كه ابو جعفر ميخواست كه قضاى بغداد را بما حواله كند ابو حنيفه و من و دو شخص ديگر ابو حنيفه از آن منصب امتناع نمود او را تعذيب بسيار كردند و من اينروش پيش گرفته از آنورطه خلاصى يافتم
حكايت : اصمعى گويد وقتى در باديهء ميرفتم ناگاه بقصبهء رسيدم زنى را ديدم
كه از خيمه بيرون آمد مانند آفتاب كه از مطلع افق طالع گردد و يا ماه كه از وراى سحاب تيره بنمايد پيشآمده مرا مرحبا گفت و بموضعى اشارت كرد كه نزول نماى من آنجا نزول نمودم و از او جامى آب طلب نمودم گفت مرا شوهريست كه بىاجازت او در آب و نان او تصرف نميتوانم كرد و در وقت رفتن او رخصت نطلبيدم كه اگر مهمانى رسد او را ضيافت كنم و او بيش از اين مرا رخصت نداده كه هرگاه گرسنه و تشنه شوم در آب و طعام او به قدر احتياج تصرف كنم اكنون تشنه نيستم و الا شربت آب خود را به تو ميدادم مقدارى شير بجهة من گذاشته آن را بياشام قدحى شير نزد من آورد و من از آنحسن و ملامت و عقل و فصاحت متحير مانده بودم در اين اثنا اعرابى سياه از گوشهء باديه بيرون آمد با روئى در غايت زشتى چون بخيمه درآمد مرا بديد مرحبا گفت زن پيش دويده عرق از جبين او پاك كرد و چندان خدمت كرد كه كنيزان بخداوندان خود نكنند روز ديگر كه ارادهء كوچ داشتم با آنزن گفتم روئى به اين زيبائى كه تو دارى و صورتى به اين زشتى كه شوهر تو دارد عجبست از تو كه دل در او بستهء و باوجود آن نسبت به او اينهمه خدمت تقديم مينمائى زن گفت حديثى شنيدهام كه حضرت مقدس نبوى ( ص ) فرموده است « الايمان نصفان نصفه الصبر و نصفه الشكر » ايمان دو نصف دارد يك نصف او صبر است و يك نصف او شكر خداوند تعالى حسن به من داده و من بمراسم شكر قيام مينمايم و مرا بمحنت قبح وجه شوهر گرفتار