تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
ناموس خود فرمود تا پاى خطيب را كشيده از مجلس بيرون كردند و بعد از او بحبس او امر كرده مردم خطيب در اينباب عرضه داشتى بتومان نوشته و تومان آنمكتوب را بپادشاه نموده گفت خواجه حسن ميدانسته كه خطيب ميداند كه او چه مبلغ از رعايا بيوجه گرفته است او را محبوس ساخته ايذا نموده است عبد الرشيد بىآنكه بتحقيق آن پردازد ، به مجرد سخنان واهى تومان فرمانداد كه برو حسن را گرفته مقيد ساز و با خطيب نزد من آور تومان بولايت نيشابور رفته سيصد سوار با خود برد و خواجه حسن را گرفته زنجير كرده خطيب لوط را از حبس نجات داد چون بسه منزلى غزنين رسيد ناگاه خبر رسيد كه طغرل كافر نعمت عبد الرشيد را كشته بجاى او نشست سواران كه همراه تومان بودند نزد خواجه حسن آمده زبان بمعذرت گشوده گفتند امروز فرمان تراست هرچه گوئى چنان كنيم خواجه فرمود اين بند را از پاى من برداشته بر ساق تومان نهيد لشكريان تومانرا بخوارى از اسب كشيده و بند كرده خطيب لوط را نيز با متعلقانش مقيد ساخته بر شتران نشانده بغزنين آوردند و اينهمه بلاها كه بعبد الرشيد رسيد بجهة آنبود كه لوحى ساده داشت و هر نقش كه غمازان طلب ميكردند بر آن مينگاشتند .

فصل هشتم از جزو هفتم در مذمت تعجيل در امور و فايده تأنى و ثمره آن

آورده‌اند كه يكى از رايان قوى رأى هند بر چهار جوان اعتمادى داشت و هر چهار از روى نسبت برادر بودند از اوايل ايام صبى و عنفوان نشوونما تا آنغايت در خدمت او آثار اخلاص بظهور رسانيدند و مقرر چنان بود كه هرشب اين چهار نفر بحراست پادشاه قيام مينمودند بدينطريق كه هريك يكپاس از شب بيدار ميبود شبى يكى از چهار مرد بر بالين راى نشسته پاس ميداشت ناگاه مارى عظيم ديد كه از سقف خانه فرود آمده قصد بستر پادشاه كرده سر برآورد تا زن پادشاهرا زخمى زند جوان حارس انديشيد كه اگر مار دلدار پادشاهرا زخم زند او را هلاك گرداند و پادشاه بفراق او مبتلا گردد و اگر بر سر بالين او رفته مار را دفع كند شايد كه پادشاه بيدار شود و او را بامرى متهم دارد لاجرم كمان گروهه برداشته مهرهء به طرف مار افكند چنانچه سرش را از بدن جدا كرد در اين اثنا قدرى از لعاب دهان مار بر سينهء زن چكيده آنجوان گفت كه اگر اين رطوبت را بر سينهء زن بگذارم ناگاه زهر سرايت كند و اگر دست بر اندام او نهم از