تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
متفكر شد كه حال اين سوگند منجر بچه شود زن نزد ابو ايوب سجستانى رفته صورت حال نقل كرد ابو ايوب گفت مغفرت و عذاب عباد بارادهء قادر مختار است و آنچه در مشيت آفريدگار باشد مرا بر آن علمى نيست قوله تعالى
« وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ » *
آن شخص نزد عمر عبد العزيز رفته از اينمعنى پرسيد عمر گفت برو زن خود را نگاهدار اگر خداى عز و جل حجاج را با چندين ظلم و بدكردارى بدوزخ نكند ترا نيز بسبب ارتكاب اين حرام مأخوذ نسازد از عمر بن عبد العزيز منقولست كه گفت اگر روز قيامت امم سابقه مجموع ظالمان و غداران و فاسقانرا بياورند و ما حجاج را تنها بر - مقابل بريم ما بر ايشان فايق آئيم

حكايت : آورده‌اند كه نوبتى شخصى به حج رفته

چون معاودت نمود از كاروان دور افتاده سرگردان در بيابان ميگشت ناگاه در باديهء خانهء سياه بنظرش درآمده به آنجا شتافته زالى ديد نشسته و سگى در پيش خود بسته حاجى سلام بر زال كرده زال او را تعظيم كرده بنشاند حاجى گفت از قافله دور مانده و گرسنه به منزل تو رسيده هيچ طعامى دارى كه مرا ضيافت كنى پيره‌زن گفت در اينوادى مار بسيار است برو و چند مار بگير و نزد من آر تا براى تو بريان كنم آنشخص گفت من مار نتوانم گرفت پيره‌زن گفت من با تو بيايم آنگاه سگ را گشوده متوجهء آنوادى شد و چند مار دراز را گرفته سر و دم ببريد و آتش برافروخته آنها را بريان ساخت و پيش حاجى آورد حاجى از غايت جوع پارهء از گوشت مار را خورد و بعداز لحظهء حرارت در او پيدا شده تشنه گشته از پيره‌زن آب خواست پيره‌زن گفت بر در خيمه چشمهء آب هست حاجى بيرون آمده آبى ديد ناخوشگوار تيره ناچار جرعهء خورده با پيره‌زن گفت در چنين موضع موحش چرا توطن كردهء طعامش آن و آبش اين پيره‌زن گفت جائى به از اين مىباشد حاجى گفت در ولايت ما چشمهاى آب زلال و اطعمه گوناگون و فواكه ملون متنوع و باغهاى لطيف و قصرهاى رفيع هست كه بيننده در حسن و نيكوئى آنها متحير ميگردد و هرگز در خاطر من خطور نكرده بود كه مار بتوان خوردن زال گفت باوجود آن نعمتها كه ذكر آن كردى كسى در آن ملك ظلم بشما مىكند گفت بلى متعلقان و ملازمان پادشاه بر رعايا و زيردستان ظلم ميكنند و خراج ميستانند پيرزن گفت هيچ نعمتى در عالم نتواند بود كه در مقابل تلخى ظلم باشد و هيچ لذتى بر محنت ستم غالب نگردد بنابراين بيابان و خوردن مار و آشاميدن آب ناخوشگوار اختيار كرده‌ام :