وفا كردم و نزد تو آمدم باقى تو دانى پسر باغبان بار ديگر زبان معذرت گشوده ملكه باز گشته چون بدزد رسيد صورت حال بيان نمود دزد گفت چون پسر باغبان جوانمردى چنين كرد همان بهتر كه من نيز مروت پيشه سازم و دست بحلى و زيور دختر نياورم و شير چون از حال پسر باغبان و دزد خبردار شد او هم كرم پيشه كرده از سر خوردن دختر در گذشت اكنون ميخواهم كه بر من ظاهر گردد كه كدام يك از اينچهار نفر كريمترند يكى از آنچهار نفر بر زبان راند كه شوهر دختر سخى بود كه بچنين كارى تن در داده و بچنان عارى همداستان گشته ديگرى گفت پسر باغبان كريمتر بود كه با وجود دولتى چنان كه بسر او رسيده بود و چنان شاهدى بيمضايقه در برابر او آمده از سر لذت نفس گذشت سيم گفت دزد كريمتر بود كه از سر آنهمه مال درگذشته چهارم گفت آنشير صاحب سخاوتتر بود كه از سر طعمهء خود درگذشته و اين صورت از سبعى بعيد است دختر چون اين سخنان از ايشان استماع نمود نزد پدر رفته عرضكرد كه اين چهار نفر مختلف الطبايعند ، آنكه پسر باغبانرا ترجيح نمودى مردى شهوت پرست است و او بمتابعت هوا و حظ نفسانى و وساوس شيطانى گرفتار است او را از حرم خود دور دار و آنكه شير را در كرم از ديگران مرجح داشت شكم بنده و بسيارخوار است او را نانى ميده و كار ميفرماى و آنكه شوهر دختر را اكرم از ديگران تصور نمود مردى بىحميت است و از غيرت بهره ندارد و از قبيل بهايم چيزيست اما آنكه دزد را ترجيح نهاده گوهر را او برده است ملك گوهر را بضرب شكنجه از آنمرد گرفته بر حسن راى دختر آفرين كرد .
جزو ششم از اجزاى عشره كتاب زينة المجالس و اين جزو هم مشتمل بر ده فصل است
فصل اول در مذمت ارباب حسد فصل دويم در نكوهش حرص و آز كه مفضى بهلاك و نياز است فصل سوم در مذمت طمع كه دالست بر خست طبيعت و رذالت فصل چهارم در ذكر دزدان و عياران و افعال و اعمال ايشان فصل پنجم در لطايف حكايت گدايان مبرم فصل ششم در نكوهش كذب و دروغ كه چراغيست بيفروغ فصل هفتم در بيان پادشاهان ظالم و مذمت ظلم فصل هشتم در مذمت امساك و بخل و بيان احوال بخيلان بى - ادراك فصل نهم در مذمت خلف وعده و نقض عهد و ميثاق فصل دهم در مذمت جهل