تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
نكرده به ورثه رساند .

فصل هفتم از جزو پنجم در بيان مكارم اخلاق و محاسن شيم و فوايديكه بر آن مترتب مىشود

چون حاتم خوان كرم درنورديده بجانب آخرت شتافت برادرش اراده نمود كه بر مسند نشسته قايم‌مقام گردد و در اين باب با مادر خود مشورت نمودام حاتم فرمود كه هرگز كار حاتم از تو نيايد وى بسخن مادر التفات ننمود و در قبهء كه حاتم ساخته بود و هفتاد در بر آن گشاده بر مسند نشست مادرش خواست كه پسر را امتحان كند تغيير لباس كرده مانند سائلان بر ابواب آن قبه ميگشت و سبب آنكه حاتم آن قبه را مشتمل بر هفتاد در ساخته بود آنبود كه تا سايل از هردر كه خواهد طلب نمايد پس ام حاتم از درى آمده چيزى طلبيد پسر او را صدقه داد و از باب ديگر باز طلب كرد برادر حاتم نوبت ديگر قراضه زر بر كفش نهاده‌ام حاتم از در ديگر آمده باز سئوال نمود پسرش گفت اى عورت امروز دو نوبت چيزى از من گرفتى هنوز از من چيزى ميطلبى ام حاتم خود را بر پسر ظاهر ساخته گفت با تو نگفتم كه كار حاتم از تو نميآيد نوبتى بجهة امتحان برادرت به اين قبه آمدم و از هفتاد در سئوال نمودم و او با وجود آنكه دانست كه يك كس است و مكرر صدقه ميطلبد اصلا اظهار نكرده مرا محروم نگردانيد و من اختلاف طبايع شما را از آنوقت باز دانستم كه شير ميخورديد چه او هميشه يك پستان مرا گرفته ميمكيد و متعرض ديگرى نميشد و تو يك پستانرا گرفته ميمكيدى و ديگريرا بدست ميگرفتى و مادر حاتم عيينه بنت عفيف بن عمرو بن امرء القيس بود و بغايت كريمه بود چنانچه از اموال هرچه بدست مىافتاد بمردم مىبخشيد و بعد از يكسال گفتند چون او عسرت و بىبرگى كشيد شايد كه بعد از اين عنان اسراف كشيده دارد يك رمه شتر بوى دادند تا از نسل آنها انتفاع يابد در اين اثنا زنى از قبيلهء هوازن كه همواره از خان احسان او بهره ميبرد بخدمتش رسيده طلب انعام نمود عيينه آنرمه را تمام به او داده و گفت چون چندين رنج و بىبرگى كشيدم با خود عهد كردم كه هيچ سائلى را محروم نگردانم و هرچه داشته باشم بايشان مسامحت ننمايم
ابر اگر از فتح باب دستت آبستن شود * قطره باران كند از هر حشيشى عرعرى