تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
ديگر با من گفت چون تو مقصدى معين ندارى نزد من توقف كن تا سرمايه به تو دهم تا به آن تجارت كنى و سيصد دينار به من داد من از آنوجه تجارت ميكردم در اندك مدتى بپانصد دينار رسيد مجموع آنزر به خدمت او بردم گفت اكنون سرمايه بدست درآمده و از فقر و فاقه خلاص شدى اگر هميان گمشدهء خود را به‌بينى بشناسى گفتم بلى آن هميانرا به مهر من حاضر ساخت و گفت چون مرا محقق گشت كه اين هميان از تست نخواستم كه همان لحظه به تو دهم چه فقر و فاقه ترا زبون ساخته بود ترسيدم كه بوصول آن ترا از فجاء ضررى رسد اول سيصد دينار به تو دادم تا چشم و دل تو پر شود من سر كيسه را گشودم و آنزر را پيش او گذاشتم و گفتم اينمال تست هرچه خواهى چنانكن و گفت من مدتهاست كه بمحافظت اين نقد مبتلا بودم و اينساعت كه به صاحبش رسانيدم پشتم راست شد و اين حق تست و مرا به آن احتياجى نيست

حكايت : گويند در سامره سه برادر بودند ابراهيم و عون و مسلمه

ابناى سعيد بن نصر ابراهيم مردى متمول بود و صاحب مكنت و عون متوسط الحال بود و مسلمه در غايت فقر و فاقه چون اضطرار او بغايت رسيد با عون گفت اى برادر حال من پريشانست از ابراهيم التماس نماى تا او مرا به خدمت خود بازدارد و آنچه به بيگانه ميدهد به من دهد عون سخن مسلمه را با برادر بزرگ گفته ابراهيم چنان كه بايد متوجه احوال او نميشد روزى عون به خدمت وكيل خرج متوكل عباسى امير يوسف رفته در اثناى محاوره امير يوسف گفت مردى حلال‌زاده ميخواهم كه متقلد اشراف مطبخ من گردد كه ديگران اسراف و خيانت ميكنند عون گفت من برادرى دارم كه در راستى و امانت كاملست اما در فصاحت و انشاء چندان نيست امير يوسف گفت اينقدر مهم كه من ميخواهم از وى ميآيد او را حاضر ساز و چون مسلمه را نزد امير برد اشراف مطبخ به او حواله نمود و وظيفه محقر بجهة وى تعيين فرمود و بعد از يك ماه امير يوسف باخراجات خود نظر كرده مبلغى تفاوت ظاهر شده بود در اكرام مسلمه مبالغه نمود و وظيفهء او را زياد ساخت و مسلمه مدتى در خدمت او بماند و آثار كفايت و راستى بظهور رسانيد و امير يوسف در انعام وى مبالغه مينمود تا مسلمه از ارباب نعمت و اصحاب ثروت گشت روزى متوكل با امير يوسف گفت شخصى ميخواهم كه متولى اقطاعات من گردد و متوكل پنجاه پسر و پنجاه دختر داشت و بجهة هر پسرى سيصد هزار دينار اقطاع مقرر كرده بود و براى هر دخترى صد و پنجاه هزار