تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
در تصرف داشت و ظاهرا از زمان يافث بن نوح تا امروز تركى بسخاوت او بر مسند سلطنت ننشسته و بعضى از غرايب سخاوت او كه در اكثر كتب سير مسطور است مذكور ميگردد

حكايت : در روضة الصفا مسطور است كه چون صيت سخاوت و آوازهء جود او كتاىقاآن در اقطاع ربع مسكون اشتهار يافت

مردى از بغداد باميد اخذ مال از آنشهريار گردون نوال متوجه ولايت تركستان شد و چون بقراقزم كه دار الملك قاآن بود رسيد روزى بر سر راه قاآن ايستاده چون پادشاه به آنجا رسيد دست بدعا برآورده بر زبان آورد كه باميد عطاى شهريار از راه دور و دراز آمده‌ام قاآن پرسيد كه از كجائى جواب داد كه از بغدادم قاآن گفت چرا از خليفه يعنى مستعصم عباسى چيزى نطلبيدى و در آنوقت هنوز بغداد در حوزهء تصرف تركان درنيامده بود آن شخص جواب داد كه چند نوبت از خليفه چيزى خواستم اما زياده برده درم به من نداد و حال آنكه من ده دختر در خانه دارم كه بسبب عدم جهاز مانده‌اند و كسى بايشان رغبت نمينمايد قاآن فرمود كه هزار بالش طلا به او دهند بر ضمير ازكيا مسطور نماند كه بالشى نقره عبارت از هشتاد مثقال نقره است و بالش طلا ده مثقال طلا مرد بيچاره از ضبط آن عاجز ماند قاآن فرمود كه چند الاغ به او دهند كه آنزرها بار كند پير عرب گفت اى پادشاه من با چندين اموال چگونه از اينولايت ببغداد روم چه ممكن است كه بعضى طمع در اينمال كرده مرا بقتل آورند قاآن فرمود كه ده مغول با او ببغداد روند و او را بمسكن خود رسانند مغولان بموجب فرموده روان شدند چون از آب جيحون عبور نمودند عرب وفات يافت ايشان بدرگاه قاآن عرض كردند كه پير عرب متوفى گشت فرمان چيست حكم واجب الاتباع صادر شد كه مغولان آنوجه را بغداد برده بورثهء پير رسانند و قبض وصول از ديوان خليفه گرفته بياورند

حكايت : آورده‌اند كه وقتى قاآن در شكار بود

مردى سه خربزه پيش‌كش برد قاآن متحير فروماند چه جنسى و نقدى كه به او توانداد حاضر نبود و عادت سلاطين مغول چنان بود كه خواتين را همراه خود به شكار ميبردند با زوجهء خود گفت كه اين عقد مرواريد كه در گردن دارى بدرويش ده خواص گفتند درويش قيمت اينجواهر ثمين را نميداند مصحوب ما باردو آيد تا چيزى به او دهند قاآن جواب داد كه ارباب همت را سزاوار نيست كه كسى را در مقابل نعمت احسان نقمت انتظار فرمايند اين عقد را به او دهيد كه باز بما خواهد رسيد و درويش آنمرواريد را گرفته ببازار برد و بمبلغى بفروخت و شخصى كه