تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
و ميثاق در ميان آور كه ديگر كسى را بالاغ نگيرى آنشخص از آنكار توبه كرده ديگر كسى را به پى كار نگرفت

حكايت : نوبتى مهدى خواستكه امامت خلايق نمايد

شخصى از ميان صفوف برآمد كه اى امير المؤمنين من طهارت ندارم و ميخواهم كه در عقب تو نماز بگذارم مهدى نشست و گفت چندى توقف نمايم كه تو طهارت كنى .

فصل نهم از جزو سوم در فضيلت حلم و صفت عفو كه شيوه احرار و پيشهء ابرار است

حلم و بردبارى خشم فروخردنست چنان كه غضب تحريك آن نتواند كرد و بعد از قدرت بمكافات مبادرت ننمودن قولا و فعلا و در قرآن مجيد آمده كه
« إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ »
و از امير المؤمنين على عليه السّلام منقولست كه « جمال المرء فى الحلم » .
در خاك بيلقان برسيدم بعابدى * گفتم مرا بتربيت از جهل پاك كن گفتا برو چه خاك تحمل كن اى فقيه * يا هرچه خواندهء همه در زير خاك كن
جمعى از سادات بنى هاشم مهمان حضرت امير المؤمنين حسين عليه السّلام بودند مطبخى كاسهء آش گرم در دست داشت ناگاه از دستش خطا شده آش گرم بر سر آنحضرت ريخت چنان كه پيشانى همايونش از تپش آن آزرده گرديد غلام از خوف و بيم بيهوش شده گفت « قال اللّه و الكاظمين الغيظ » آنحضرت فرمود « كظمت غيظى » غلام گفت « و العافين عن الناس » امام گفت ترا از مال خود آزاد كردم غلام گفت « و اللّه يحب المحسنين » امام فرمود چهار صد درمت بخشيدم تا بدان اسباب معيشت خود مهيا سازى و اين لطف و كرم از خاندان نبوت غريب نيست
« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ »

حكايت : آورده‌اند كه مأمون ابن عروه را از عمل اهواز معزول نموده

او را در معرض خطاب و عتاب بازداشت و جرايم و تقصيرات او را تعداد مينمود احمد گفت فرداى قيامت امير المؤمنين را همچنين در معرض عتاب و خطاب خواهند داشت و افعال و جرايم او را برخواهند شمرد آيا چه چيز از ايندو ترا احسن است عفو يا عقوبت مأمون گفت عفو احمد گفت پس در حق من امروز عفو كن مأمون گفت عفو كردم بر سر عمل خود رو

حكايت : آورده‌اند كه چون مصعب بن زبير بر مختار ظفر يافت

حكم بر قتل او و متابعانش نموده يكى از آنطايفه گفت ايها الامير التماس دارم كه آينه برداشته در حلاوت جمال و لطافت صورت