تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
چنين گفت كى جوشن كارزار * بر آسودى از جنگ يك روزگار كنون كار پيش آمدت سخت باش * بهر كار پيراهن بخت باش
حكيم عسجدى اصل او از مرو است و مداح سلطانمحمود بوده و چون سلطان سومنات را فتح نمود عسجدى در مدح او قصيدهء گفته كه مطلعش اينست :
تا شاه خورده بين سفر سومنات كرد * كردار خويش را علم معجزات كرد
و اين ابيات نيز در وصف پيل از ويست
يكى چونطور سينا بود از او آويخته ثعبان * ز پشت او درفشنده كف موساى پيغمبر به پشت زنده پيلان برنشسته ناوك اندازان * چو عفريتان آتشبار در كوه گران پيكر
عنصرى ملك الشعراى زمان خود بوده در اوايل حال خدمت نصر بن سبكتكين ميكرد نوبتى امير عنصرى را با خود به خدمت سلطانمحمود برده سلطانرا صحبت او خوش افتاده او را از امير نصر گرفته نديم مجلس خويش ساخت و در رعايت او به اقصى الغايه كوشيد چنان كه عنصرى توانگرترين اهل روزگار خود گشت و پيوسته در مدح سلطان قصايد و مقطعات نظم مينمود از آن جمله است
تو آنشاهى كه اندر شرق و در غرب * جهود و گبر و ترسا و مسلمان هميگويند در تسبيح و تهليل * كه يا رب عاقبت محمود گردان
دقيقى معاصر امير نوح بن عبد الملك بن نوح بوده و در مدح او اشعار نظم مينموده در تاريخ گزيده مسطور است كه قريب هزار بيت از گشتاسب‌نامه شعر دقيقى است و فردوسى آن را داخل شاهنامه كرده و در آنباب گفته :
نوشتم من اين نظم تا شهريار * بداند سخن گفتن نابكار دهان گر بماند ز خوردن تهى * از آن به كه ناساز خوانى نهى
و در بهارستان مولانا جامى مذكوراستكه هشت هزار بيت به چيزى كم يا بيش از شاهنامه شعر دقيقى است اما اين سخن اصلى ندارد چه حكيم فردوسى در ابتداى گشتاسب‌نامه كه شروع در شعر دقيقى كرده بيان نموده كه او را بخواب ديدم كه مرا گفت چون سكهء اين نقد بنام تو زدند تو نيز بخيلى مكن و ابياتيكه من گفته‌ام داخل شاهنامه ساز و در آن مبحث اين ابيات از اشعار حكيم استكه از زبان دقيقى گفته :
ز گشتاسب و ارجاسب بيتى هزار * بگفتم سرآمد مرا روزگار
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 445 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )