تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
از ملوك فرس رسولى نزد فيلاطيس ملك جزيره كه مولد و مكمن بقراط بود فرستاده استدعاى حضور حكيم مشار اليه نمود فرمود كه يك قطار زر كه صد و بيست رطل زر بود هر رطلى نود مثقال جهة توشه راه آن يگانه زمين تسليم نمايد و چون فيلاطيس حراج - گذار بهمن بود جز اطاعت چاره نديده با بقراط گفت اگر از اجابت اين استدعا تقاعد نمائى خود را بلكه مجموع اينولايت را در مقام سخط و غضب ملك عجم آرى چه امثال ما را طاقت مقاومت پادشاه عجم نيست بقراط از اينحديث امتناع نموده در رفتن تعلل مينمود و چونكه سئوال و طلب مكرر در ميان عدم اجابت بقراط و استدعاى ملك فرس مضطر شد و رفتن و نارفتن او را بمصلحت و صوابديد اهل شهر بازگذاشت و ايشان از اخراج او امتناع مينمودند و قتل و نهب را بر مفارقت وى اختيار كردند و رسول چون مبالغه آن طايفه را در نارفتن بقراط ملاحظه نمود صورت واقعه را معروض بهمن گردانيد تا دست از طلب او بداشت گويند كه بقراط در معالجه درويشان بيشتر طريق احتياط مرعى داشتى و از ايشان برسم استعلاج چيزى نگرفتى و از امراء و توان - گران بجز طوق زرين و دستوارهء مرصع چيز ديگر قبول ننمودى

حكايت : آورده‌اند كه جوانى از بغداد برى مىآمد

در اثناى راه علتى عارض او شد كه هرگاه آب خوردى بسرفيدى و خون بسيار بسرفه دفع شدى و چون برى رسيد به خدمت محمد زكريا رفته استعلاج نمود محمد زكريا با وى گفت مرض جسمانى در تو نمىبينم اما بگوى كه در راه از كجا آب ميخوردى جوابداد كه از آبگيرها حكيم فرمود كه در اينباب علاجى بخاطر من ميرسد مشروط بر آنكه هرچه فرمايم بخورى و اگر امتناع نمائى باكراه و اجبار غلامان بخورد تو دهند جوان قبول نموده طبيب فاضل فرمود تا مقدارى طحلب كه فارسيان از آن به خانه غوك تعبير مينمايند از ته جوى آب و كاريز بيرون آورده جوانرا با كل آن فرمود بيچاره مقدارى از آن بهزار تشويش به كار برده از خوردن باقى امتناع نمود محمد زكريا فرمود تا غلامان جوانرا انداخته آنها را به زور در حلق او كردند و چون دست از او داشتند قى بر وى مستولى شده فضلاتيكه در ميان معده و امعاى او بود دفع شده در ميان آنفضلات ديو چه زنده ديدند حكيم گفت كه اين جانور در آب بوده است و تو آن را خوردهء در اينمدت در فم معدهء تو پيچيده بود و آنموضع را مجروح ساخته چون طحلب به تو دادم ديو چه بنابر ميلى كه به آن دارد از فم معدهء تو جدا شده در اثناى قى با طلحب بيرون آمد
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 429 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )