تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
دمار از نهادش برآورند و اموال و اسبابش را در حيطهء تصرف و تملك آورند و هردير و معبد و كليسيائى كه در آنولايت باشد با خاك يكسان ساخته پايگاه ستوران و مزبلهء غريبان سازند و بعداز آن رايات همايونرا از عقب اولاد و امرا بجانب ديار نصارا حركت دهيم چنان كه گوى زمين مانند كره سيماب از سم ستوران بلرزه آيد و فضاى هوا از كثرت سنان نيزها تنگ گردد و قسطنطنيه را بعداز تسخير دار الملك سازيم و معابد و كليساها را خراب ساخته بجاى آن مساجد و خوانق بنياد نهيم و يك ترسا در روى زمين زنده نگذاريم و چون اين مكتوب بقيصر رسيد انديشه‌مند گشته اسيرانرا با اموال ايشان بولايت اسلام فرستاد

حكايت : آورده‌اند كه در زمان معتصم عباسى يكى از نويسندگان بسبب عطلت و بيكارى پريشانحال و قليل المال گشته

عرضه داشتى در قلم آورد مضمون آنكه مردى دبير و كافى و جلدم اگر امير مرا شغلى فرمايد كفايت خويش بر ارباب ديوان ظاهر سازم و نان پارهء بجهة عيال بدست آورم معتصم از ابرام آنشخص به تنگ آمد فرمود كه عملى بجهة او مقرر داريد كه نفعى در آن نباشد اصحاب ديوان عرضكردند كه صحن مسجد جامع بصره فرش ندارد و در فصل زمستان زمين آن گل مىشود مثالى بايد نوشت تا او ببصره رفته آنمسجد را فرش اندازد و آنشخص مثال مذكور را گرفته روى به بصره نهاد و در اثناى راه سنگى ملون پاكيزه بدست آورده با خود ببصره برد و چون به شهر نزديك رسيد غلامى كه داشت از پيش فرستاد تا مردم شهر استقبال نمودند و معارف بصره متحير ماندند كه آيا بچه مهم آمده چون صورت ملاقات دست داد پرسيدند كه بچه مهم رنجه شدهء دبير فرمان خليفه بيرون آورده ارباب بصره گفتند اين مهم چندان نبود كه توقيع به جهت آن بايد نوشت دبير آنسنگ را از آستين بيرون آورده گفت فرمان چنانست كه مسجد را بچنين سنگ فرش اندازند بصريان متفكر شده بر زبان آوردند كه امثال اين سنگ چگونه بدست توان آورد دبير در آنباب مبالغه از حد گذرانيده عاقبت بر آن قرار دادند كه ده هزار درم به او دهند و مسجد را بهرسنگى كه ممكن باشد و به سهولت بدست آيد فرش اندازند دبير آن نقد را گرفته ببغداد آمد و برهگذر معتصم ايستاد چون كوكبه خليفه رسيد دبير خدمت كرده گفت اموالى كه حاصل شده بكه سپارم معتصم گفت كه او را چه شغل داده‌ايد گفتند فرش انداختن مسجد بصره خليفه گفت مرديكه از شغلى چنين كه يك