تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
روميان بر قبضهاى تيغ و سرهاى سنان بندگان ما باقيست للّه الحمد كه امروز بسطت مملكت و كثرت عساكر و اسباب و حشمت و مكنت ما زياده از جد و پدر است و آلات و ادوات حرب و شدت طعن و ضرب بيشتر از پيشتر است و از شرق تا غرب عالم در قبضهء اقتدار فرزندان نامدار و امراى عاليمقدار است و به حكم آنكه ديار خراسان اقليم چهارم و بهترين ربع مسكون است مركز دولت و مسكن سعادت گشته ديار تركستان و عراق و فارس و كرمان و مصر و شام را به اولاد سپهر ركاب و امراى كامياب تفويض نموده‌ايم چون در اينوقت نامهء اسيران اسلام از آن اقليم بما رسيده است رايت خورشيد - ساى و اعلام عالم‌آراى ما متوجه ديار مشرق بود چه حاكم ماوراء لواى عزيمت بصوب آخرت برافراشته بود و رعاياى آنديار از كنار جيحون تا اقصاى چين معطل و مهمل مانده بودند و محتاج رحمت و عاطفت ما گشته لاجرم عزيمت پادشاهانه بدان تصميم يافته بود كه آنولايت از شعاع چتر خورشيد پيكر روشنى پذيرد و نايبى در آن مملكت تعيين فرمائيم و بنفس همايون امور جمهور را نظام و انتظام دهيم چون استغاثهء اسيران بسمع اشرف ما رسيد فرموديم تا دهليز سراپرده عالى به سمت روم زنند و عزم جزم كرديم كه بر آن سمت نهضت نموده تا دار الملك آنمرزوبوم در جائى توقف ننمائيم و آن مملكت را زيروزبر گردانم اكنون اگر قيصر اسيرانرا باحسن وجهى بازنگرداند و آنچه از ديار اسلام برده بايشان نرساند فرمان دهيم كه فرزند اعز قليج ارسلان از ديار مصر و شام كه وهم ستاره از احصاى آن عاجز ماند و سپاهى جرار كه در تصور عقل هيچ محاسب نيايد .
همه گردنكشان گردافكن * همه نيزه‌زنان تيغ‌گذار خوب دانند حرب را تدبير * نيك بينند جنگ را هنجار
و ولد عاليمقدار مسعود از عراق و فارس و آذربايجان و شروان و عراق عرب و كرمان با لشكرى بعدد ثوابت و سيار و سپاهى مرادف قطرات امطار .
همه سپر تن و شمشير دست و تير انگشت * همه سپه‌شكن و ديوبند و شير شكار
و حكام ديار تركستان و ماوراء النهر و امراء هندوستان و بلاد عمان متوجه روم گشته بسم اسبان عالم نورد باد رفتار خاك آنمرزوبوم را بكره اثير رسانند و همچنين فرمان فرمايم تا در اقطار و امصار ديار مذكوره هرجا ترسائى بينند بضرب تيغ آبدار