تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
جايز نميدارند از او روايت مينمايند كه گفت نوبتى من و يارى به طرفى بيرون رفتيم زنى صاحب جمال به پيش ما آمده كه ماه از شرم رخسارش مهره از بساط حسن بازمىچيند و زهره در قمار دلبرى از تير غمزهء پرتاب او در خشم و تاب .
چشم مستش را ز خوبى جادوئى در جادوئى * زلف و خالش را ملاحت كاروان در كاروان
هردو عنان تمالك و تماسك از دست داده او را به عقد متعه دعوت كرديم و يار من خوب روىتر بود اما جامه من پاكيزه‌تر آنجميله يار مرا اختيار كرده با او روان شد و بعد از سه شبانه‌روز از خانه بيرون آمده من آرزوى متعه او داشتم در اين اثنا شنيدم كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله متعه را حرامكرده لاجرم از آن امتناع نمودم و در اين باب بقول خداوند تعالى اقتدا بايد نمود كه فرموده
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ »
تا به آنجا كه
« فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ »
امير تامل نمايد كه در اين آيه ذكر جواز متعه كجا است مأمون گفتكه در قرآن مجيد استكه «
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ »
يحيى گفت كه ذكر آن بر ظاهر لغت است چه عرب از هر چه تمتع گيرند آن را متعه خوانند مأمون گفت بجهة رد اين حكم با وجود كمال ظهور معنى آن بر جواز متعه به اين تاويل نميتوان كرد اما اگر گوئيكه مصلحت خلايق در اينست كه متعه نباشد مسلم ميدارم و امر كرد كه هركه ميخواهد اين زنانرا نكاح دائمى كند

حكايت : آورده‌اند كه ابو يوسف قاضى در ابتداء حال نزد ابو حنيفه تحصيل مينمود

و بغايت تنگدست و قليل المال بود .
درآمدى نه كه با عزت قناعت آن * بهر درى نروم چون گداى دربدرى غلامكى نه سر موزهء خلاب‌آلود * در آستين تنم چون هليلهء شكرى
و از غايت افلاس و عدم استطاعت بر بهاى كاغذ قادر نبود و عبارت ماحصل درس خود بر شانهء گوسفندى نوشته استخوانها به خانه مىآورد روزى از درس به خانه بازگشته بود از منكوحه خود سؤال نمود از خوردنى زن آن استخوانها آورده پيش او نهاده گفت آنچه به خانه آوردهء اينست اين سخن در ابو يوسف اثر تمام كرده به تحصيل قوت مشغول شد بدرس نرفت ابو حنيفه از حال او سئوال نمود صورت احوال او بيان كردند ابو يوسف را طلبيده بجهة او قوت لايموتى مقرر كرد ابو يوسف به تحصيل اشتغال نموده به جائى رسيد كه نقادان معدن شريعت و طريقت و غواصان