تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
او گشتند علما و فقهاى بلخ را غيرت گريبان جان گرفته بنزد عصام بن يوسف كه مفتى آنولايت بود رفتند كه حاتم اصم مردى جاهل است و علومى ندارد و با وجود عدم علم و فضيلت موعظه ميگويد و خلايق را گمراه ميسازد و عصام سوار شده والى شهر را استدعا نمود كه با علما بآنموضع رفت كه حاتم وعظ ميگفت جمعى ديد كه در مجلس حاتم نشسته‌اند عصام پيش رفته حاتم او را تعظيم نمود عصام گفت اين مردم از تو علم مىآموزند حاتم گفت نى ايشانرا نصيحت ميكنم پرسيد كه خدا را ميشناسى گفت بلى سؤال نمود كه چگونه ميشناسى گفت او را بيچون و بيمثل و بيمانند ميشناسم چنانچه او جل ذكره در قرآن مجيد فرموده قوله تعالى «
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
» عصام گفت خداوند را بر دست عباد چيست جوابداد آنكه فرمان او بجا آورند و از منهيات دست بازدارند عصام گفت عالم كيست گفت آنكس كه از مخلوق نترسد پرسيد كه عابد كيست جواب داد آنكه در جميع امور رضاى حق منظور دارد سؤال نمود كه زاهد كيست گفت آنكس كه عمل آخرت پيشنهاد همت سازد گفت وضو كردن ميدانى بر زبان آورد كه هم وضوى باطن ميدانم هم وضوى ظاهر عصام پرسيد كه وضوى باطن كدامست جواب داد كه آنست كه باطن خود را به آب توبه و انابت بشويم و در درياى استغفار غوطه خورم تا با ظاهر و باطن پاكيزه به حضرت آفريدگار توجه نمايم و چون تكبير احرام گويم دوزخ را بر يسار خود بينم و بهشت را بر يمين و ملك الموت را در پس پشت خود مشاهده ميكنم و قبر را در پيش خود تصور نمايم و همچنين از اول نماز تا به آخر اينطريقه را مرعى دارم و چون نماز گذاردم ميترسم كه مبادا خداوند تعالى نماز مرا قبول نفرمايد و بر روى باز زنداى عصام مردمان بارتكاب فرايض مشغول شده‌اند و از قبول آن غافل گشته عصام گفت نماز اينست چندگاهست بدين وتيره نماز ميگذارى گفت سى سالست كه نماز من چنين است عصام از اسب فرود آمده دست بر سر زدن گرفت حاتم گفت اى عصام واى بر تو كه خلايق را تعليم علوم مينمائى و نماز چنين در همه عمر نگذاردهء عصام از حاتم وصيتى التماس نمود حاتم گفت ترا چه وصيت كنم كه از سيد عالم صلى اللّه عليه و آله مرويست كه پنج طايفه بر پنج خصلت بدوزخ روند اول اميران بسبب ظلم و اغنيا بجهة كبر و عرب بسبب عصبيت و عداوت و بازرگانان بواسطه خيانت و عالمان بواسطه حسد و من ترا چه نصيحت كنم كه باعث برآمدن تو نزديك من جز حسد امرى نبود ليكن بعلم