تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
بر زبان آورده بيرون آمد و همچنين خود را بر زمين ميكشيد و ميرفت و چون قدمى چند برفت برخاست و روانگشت و بدار الخلافه شتافت خادمى بيرون آمد كاغذى و خامهء به او داده او هرچه از احوال وزير معلوم كرده بود در قلم آورده به او داد و چونوكيل آنحال را مشاهده نمود روز ديگر پيش از صبح بدرخانهء وزير رفته فرمود كه تا آنمرد را گرفته نزد وزير بردند قاسم از او پرسيد كه تو كيستى گفت مرا امان ده تا حال خود بگويم وزير گفت ترا امان دادم آنمرد گفت من فلان هاشميم و خانهء من در فلان موضعست و هرماه از دار الخلافه پنجاه مثقال طلا اجرت دارم و هرروز بگاه از خانه بيرون مىآيم و بدين لباس بخانهء تو و بعضى اعيان ميگردم و احوال ايشان معلوم كرده بخليفه رسانم و هرگاه كه ماه تمام مىشود پنجاه مثقال طلا خليفه بخادمى داده نزد من ميفرستد قاسم او را حبس كرده حال با كسى نگفت و شخصى بدر خانه كه وى نشان داده بود فرستاد تا بنگرد كه خادم خليفه بجهة تحقيق اخبار ما به آنجا خواهد آمد قاصد وزير بدرخانه هاشمى رفته نماز شام ديد كه خادم معتضد بدرخانه او آمده حلقه بر در زد كنيزكى بيرون آمده گفت امروز خواجهء من به خانه معاودت ننموده نميدانم كه او را چه پيش آمده و بعد از روز ديگر قاصد وزير بدار الخلافه رفت و بدرخانهء هاشمى رفته ديد كه بر در سراى او ماتمى عظيم قايم و اقرباى او جمع گرديده بودند و چون وزير بدار الخلافه رفت معتضد با او گفت بجان من كه هاشمى را بگذار و او را احسان كن كه شرط كردم كه بعد ازين با تو صاحب خبر ننگارم وزير زمين بوسيده خدايرا شكر كرد كه او را نكشته بود و نسبت به او تعدى ننموده بود و چون به خانه مراجعت نمود هاشمى را تشريف فاخر داده رخصت فرمود

حكايت : آورده‌اند كه موسى بن عبد الملك كه وزير متوكل بود نوبتى مبلغى خطير برسم قرض از خزانه گرفت

و مدتى معين كرد و بعد از انقضاى موعد در اداى آن تغافل آغاز نمود اين سخن بمتوكل رسيد فرمود كه تا مثالى بنام عتاب خادم نوشتند كه آن اموال از وزير اخذ كند و اگر در اداى آن تعلل نمايد او را بيحرمت كند و بشدت هرچه تمامتر مطالبه نمايد عتاب آنمثال را گرفته به منزل وزير رفت و در آنوقت هوا بغايت گرم بود عتاب وزير را ديد كه در بادگير خانه نشسته و فراشان مروحها در دست گرفته او را باد ميزدند مثال خليفه را پيش وزير نهاد وزير خود را بكارى مشغول ساخته عتاب را از كثرت ماندگى خواب گرفته موسى فرمود