تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
گردانيد اما فخر الدوله برادر بزرگ‌تر را وجودى ننهاده در مملكت خود مدخل نمود عضد الدوله رنجيده و مؤيد الدوله را مدد كرده فرمود مملكت او را مسخر سازد و مؤيد الدوله برى شتافته فخر الدوله تاب مقاومت نياورده فرار نمود و پناه بقابوس وشمگير پادشاه طبرستان برده مؤيد الدوله لشكر به آنجا كشيده فخر الدوله و قابوس نوبتى ديگر فرار كرده بخراسان رفتند و از نوح بن منصور سامانى استمداد جستند امير نوح موفق نامى را از امراى خود با لشكر بخراسان فرستاده فرمانداد كه حاكم خراسان ابو العباس نيز با سپاه خراسان همراه فخر الدوله و قابوس بطبرستان و رى بشتابند و آنولايت را از متغلبان بپردازند ابو العباس لشكر خراسانرا جمعكرده و در مصاحبت فخر الدوله و قابوس بطبرستان شتافت و مؤيد الدوله در جرجان متحصن شده خراسانيان شهر را محاصره نمودند در اين اثنا روزى صاحب عبادان از جاسوسى پرسيد كه در لشكر خراسان چند موضع نوبت ميزنند گفت دو موضع و بر زبان آورد كه از جمله استعداد حرب ده پيل دارند صاحب عباد گفت كاش دبير با تدبير داشتند كه از هزار پيل بهتر بود آنگاه بحيلهء كه صاحب عباد كرد آنسپاه فراوان شكسته شد بيان اينمقال آنكه صاحب عباد فرمود مبالغى زر برشوه نزد موفق كه از امراء بخارا بود فرستاد و موفق در روز معركه روى بفرار آورد و ساير عساكر دل‌شكسته شده همانطريقه مرعى داشتند

حكايت : و هم در روضة الصفا مسطور است كه خواجه نظام حسن بن اسحق در اوايل حال محرر عميد بلخ بن شاذان بود

هرگاه خواجه را جزوى از اموال جمع شدى عميد گفت حسن فربه شده است و آن اموال از او بستدى و چون چند مرتبه اينمعنى تكرار يافت خواجه از كمال دنائت همت و حركات ابن شاذان رنجيده از بلخ بمرو آمد وسايط و وسايل برانگيخت و خود را به خدمت جعفر بيك سلجوقى رسانيد جعفر بيك آثار كفايت و فراست در بشرهء خواجه مشاهده نمود و او را به پسر خود الب ارسلان سپرده گفت ميبايد كه اينمرد كاتب و منشى تو باشد چون عبد الملك از مقر خواجه خبر يافت عرضه داشتى بپايه سرير جعفر بيك ارسال داشته التماس نمود كه نويسندهء بلخ گريخته به خدمت پيوسته است و امور محاسبات اينديار معطل مانده اگر پادشاه صلاح داند بارسال او امر فرمايد جعفر بيك جواب داد كه نظام الملك به خدمت الب ارسلان مىباشد پس اين التماس از او ميبايد كرد بالجمله بعداز فوت جعفر بيك الب ارسلان را سفرى پيش آمده