تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
سلطان او را تربيت نموده اين ملك را بر او سپارد بجاى خود است و برخى بر اين سخن انكار كرده بر زبان آوردند كه دابشليم مرتاض درشت‌خوى و بدعهد است و چند نوبت بر اقرباى خود خروج كرده مقهور و منكوب گشت و از روى ضرورت رياضت اختيار كرده اگر سلطان فلان دابشليم كه در ولايت سرانديب حاكم است طلبيده اينولايت او را دهد وى مردى صحيح العهد است و خراجيكه بر ذمت گيرد البته برساند سلطان گفت اگر او به خدمت آمده اين استدعا مينمود مقبول مىافتاد و ليكن مملكتى بدين وسعت را بمردميكه بالفعل در ولايتى پادشاه باشند و هرگز ما را خدمتى نكرده باشند دادن از راى دوربين سلاطين مستبعد است و دابشليم مرتاض را طلبيده آن مملكت را به دو سپرده دابشليم خراج را متقبل شده بعرض رسانيد كه چون من هنوز استعدادى ندارم و مردم اينولايت مع ذلك هواخواهان آندابشليم‌اند احتمال دارد كه در غيبت پادشاه او بر من مستولى گردد اگر سلطان شر او را از من دفع كند مزيد الطاف باشد سلطان فرمود كه ما به نيت غزا سه سالستكه از خانهء خود بيرون آمده‌ايم گو سه سال و ششماه باشد و متوجه ولايت دابشليم شد اهل سومنات دابشليم مرتاضرا ملامت كردند كه خوب نكردى كه باستيصال بيگناهى سلطانرا تحريص كردى بالجمله سلطان محمود بسرانديب رفته آن دابشليم را اسير كرده بدين دابشليم سپرد ، وى عرضكرد كه در مذهب ما قتل پادشاه جايز نيست و طريقهء محافظت پادشاه اسير آنست كه در زير تخت خود خانهء ترتيب دهيم و پادشاه اسير را بآنخانه كرده بر سرير نشانند و روزى يكنوبت خانى ملون به آنجا فرستند تا زمان حيات يكى از اين دو پادشاه غالب يا مغلوب بسر آيد و چون مرا هنوز استطاعت آن نيستكه او را بدين نوع نگاه دارم اگر پادشاه او را بغزنين برد و چون مرا مكنتى حاصل شود خصم مرا به من سپارد از كرم پادشاه بعيد نباشد محمود او را بغزنين برده بعداز مدتى دابشليم مرتاض رسولان بطلب او فرستاده تحف و هداياى بسيار بجهة سلطان و اركان دولت ارسال داشت سلطان خواستكه آنجوانرا بوى ندهد چه اينمعنى كه جوانى بدست خصم سپردن از مقتضاى مروت دور بود اما اركان دولت كه از دابشليم مرتاض تحفها گرفته بودند عرض كردند كه دربارهء كافرى اين انديشه نبايد كرد و ديگر آنكه شايد كه دابشليم مرتاض بدينجهة برنجد و اظهار عصيانكند سلطان او را برسولان دابشليم مرتاض سپرده چون رسولان نزديك بدار الملك رسيدند دابشليم