تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
مدهوشان از تنهائى وحشت تمام است و چون با وزير اعظم هميشه مؤانستى داشتم التماس آنكه فرزند او را بجانب ما فرستد تا بصحبت فيض لزوم او محنت تنهائى مرتفع گردد و رقعه را بيكى از خواص نزديك راى دادند تا وقت خواب آن را بر بالين پادشاه نهد آنشخص بفرموده عمل نموده روز ديگر كه فور از خواب برخاست رقعه را بر بالين خود ديد چون نظر كرد خط پدر خويش بود وزير را طلب نموده گفت ترا استعداد سفر آنجهان بايد كرد وزير خرمى و بشاشت كرده دانست كه اينمعنى نتيجهء تزوير حساد است فرمود تا در صحرائى هيزم بسيار جمعكردند و جمعى از نقاب چابكدست را فرمود تا از خانه او نقبى زنند چنانچه از ميان آن هيزمها بيرون آمد آنگه فرمود تا آن هيزمها را سر نقب آوردند و بر گرد آنسوراخ چيده آتش زدند وزير با پادشاه و اركان دولت بكنار آتش آمده و فور به او پيغامها داد كه چون به خدمت پدرم رسى اين سخنان به دو رسان و وزير بكنار آتش آمده خيز كرد و خود را در ميان سوراخ انداخت و بنقب فرورفت و سر اين سوراخ را استوار ساخته به خانه رفت و مدت چهار ماه متوارى بود بعد از آن به خدمت پادشاه رفته رقعهء نزد او برد كه خطراى مرده را تقليد نموده بود مضمون آنكه چون در امور تأمل نمودم دانستم كه در ملك بىوجود وزير اختلال راه مييابد او را نزد تو فرستادم اما ميخواهم كه فلانرا از براهمه و اعيان نزد ما فرستى كه مرا بصحبت ايشان مؤانست بود و در مملكت خللى راه نيابد فور برهمنانرا حاضر كرده فرمان ملك مستوفى را بديشان رسانيد ايشان متحير شده دانستند كه آن حيله وزير است اما مجال عذر نواشتند بالضروره به آتش عناد سوختند و سر « من حفر بئر الاخيه وقع فيه » بوقوع انجاميد
تو چاهى كندهء در ره كه خلقى را دراندازى * نميترسى از آنروزيكه خود را در ميان بينى

حكايت : در روضة الصفا مسطور است كه چون سلطان محمود ولايت سومنات را كه اكنون بدكن اشتهار دارد مسخر ساخت

و خواست كه يكى از امراى خراسانرا بحكومت آنولايت تعيين كند اركان دولت معروض داشتند كه اين مملكت از دار الملك بغايت دور است و معلوم نيست كه ديگر سلطانرا در اينديار گذر افتد صواب آنست كه يكى از مردم اين سرزمين را حاكم ساخته خراج بر او نهد سلطان با دولتخواهان آنجائى مشورت كرد كه لايق اين منصب كه تواند بود جمعى گفتند كه در اينديار كسى با دابشليمان برابرى نتواند كرد اكنون جوانيست از آنطايفه در كسوت براهمه برياضت مشغول اگر