تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
طريق مجادله و مقاتله پويم اگر بصريح بگويم كه ارادهء خدمت دارم شايد كه اينجماعت مرا بقتل آورند لاجرم با ايشان ميگويم كه با پادشاه كابل محاربه خواهم نمود و چون بسپاه ملك رسم ببهانهء به خدمت پيوندم و بالضرورت اينجماعت نيز گردن بچنبر اطاعت در آورند زينل اين پيغام شنيده خاطر از جانب يعقوب جمعكرده ترك احتياط نمود و پيغامهاى دلپذير به يعقوب ارسال داشته او را بعواطف پادشاهانه اميدوار ساخت و يعقوب رسولان متواتر فرستاده با سپاه خود ميگفت كه اينطايفه را برسالت ميفرستم زينل صالح بن نصر را كه بمقدمه فرستاده بود طلبيده چون يعقوب بنزديك رسيد دو سپاه در برابر هم صف كشيدند يعقوب فرمود تا سيستانيان زره را در زير جامه پوشيده شمشيرها در زير بغل گرفتند و سنان نيز بر فتراك بستند و از عقب ميكشيدند تا لشكريان زينل تصور نمايند كه ايشان سلاح همراه ندارند و كس نزد زينل فرستاد كه اينك من بملازمت ميرسم زينل بر قاعدهء معهود بر تخت نشسته و جمعى آن تخت برداشتند و يعقوب با فوج خود آهسته ميراند تا برابر زينل آمده سر فرودآورد و لشكريان كابل كه بر گرد تخت صف كشيده بودند از يكجانب راه دادند تا يعقوب پيش رفته پايه تخت را بوسه دهد در اين اثنا يعقوب بسپاه خود اشاره كرد كه كار را آماده باشيد و خود نيز از عقب برآمده در تاخت و چنان بر سينه زينل زد كه از پشت سرش بيرون آمد و سيستانيان نيزه‌ها ربوده تيغها كشيدند و چون سپاه زينل باميد آنكه يعقوب مطاوعت نموده استعداد حرب تمام بجا نياورده بودند و معذلك پادشاه خود را كشته يافتند روى بفرار آوردند و اموال موفور و غنايم نامحصور بدست يعقوب افتاد و اين حكايت را بنوعى ديگر در بعضى تواريخ آورده‌اند حاصل كه چون يعقوب بر زينل استيلا يافته اموال بسيار بدست آورد و حشم و سپاه از هرطرف به دو پيوستند يعقوب قوىحال شده بر ولايت خراسان لشكر كشيد فراه را مسخر ساخت و محمد بن عبد اللّه طاهر كه امير خراسان بود مردى عشرت‌دوست بود و از صحبت زنان و شرب مدام بامور مملكت نمى - پرداخت امراى خراسان چون حال بدينمنوال بديدند به يعقوب پيغام دادند كه ما مملكت را به تو مسلم ميداريم مشروط به آنكه با ما مصالحه كنى يعقوب بقبول اين سخن اقبال نموده محمد بن عبد اللّه طاهر منشور حكومت سجستان و كرمان نزد او فرستاده يعقوب بكرمان رفته در آنولايت قحطى عظيم روى نمود بنابراين سپاه را متفرق گردانيد