تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
ميزبان ما بود از در درآمده گفتند وى به پىبردن ماهر است از او درخواست كردند كه در پيدا شدن آن گمشده سعى نمايد جوان گفت من شرط كرده‌ام كه ديگر در طلب گمشده سعى نكنم اما بجهة خاطر شما اينمال را پيدا كنم آنگاه گفت موضعيكه جامه‌دان در آنجا بوده به من نمائيد آن محل را بوى نموديم گفت از عقب من بيائيد ما مانند سايه از دنبال او افتاديم چونمقدارى مسافت رفته بصحرا رفتيم گفت ايندزد زنگى كور بوده چون مسافتى قليل طى كرديم گفت مطلوب شما از اينجا تجاوز ننموده چون تفحص نموديم زنگى ديديم اعور كه چشم ديگرش شكسته بود از وى خواستيم گفت در فلان موضع دفن كرده‌ام به آنجا رفته زر از خاك بيرون آورديم و از آنجوان پرسيديم كه از كجا دانستيكه دزد زنگى كور است جوابداد كه زنگيان اخمص ندارند و چون اين پى درست بر زمين نشسته بود دانستم كه زنگيست و چون راه همواره رفته بود از آنجا استدلال نمودم كه كور است رفيق من هميان زر پيش او نهاد جوان هيچ قبول نكرد

حكايت : از احمد بن ابى خالد مرويست كه چون آفتاب اقبال برامكه در مغرب زوال متوارى شد

و يحيى بن خالد را بند كردند من صاحب ديوان شام بودم و خبرى از واقعهء برمكيان نداشتم شش هزار دينار بجهة يحيى آورده بودم چون ببغداد آمده او را محبوس يافتم با خود گفتم بزرگانرا در ايام بليت خدمت بايد كرد كه دوست روز حكومت بسيار است پس خود را به خدمت او رسانيدم و آن مبلغ را پيش او نهادم گفت اى پسر كار ما از دست رفته اينمرد ما را زنده نخواهد گذاشت تو چرا مال خود را تلف ميكنى من الحاح بسيار كردم يحيى سه هزار دينار برداشته سه هزار دينار باقى به من داد و از من دوات و قلم طلبيده رقعهء نوشت و آن را دوپاره ساخت نصفى به من داد و نصفى ديگر در زير مصلاى خود نهاد و گفت بعداز ما دولت هرون چندان نپايد و ميان امين و مامون منازعت روى نموده پريشانى بسيار به حال بلاد خصوصا بغداد راه يابد عاقبت مأمون بر برادر ظفر يافته بر سرير سلطنت نشيند و سرانجام مهام بجوانيكه موسوم بفضل بن سهل است حواله شود و چون اينمعنى بتحقق پيوندد اين كاغذ پاره را به خدمت فضل بر و سلام من به او برسان تا حق احسانيكه امروز با ما كردهء بگذارد من آن نصف رقعه را گرفته از پيش يحيى بدر آمدم و خود را ملامتكردم كه چندين زر بمرديكه از حيات مايوس شده است دادن دلالت بر عدم عقل مىكند باوجود آنكه مصالح كلى به آن