تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
مرا خائب نسازد قاضى زبان بنصيحت او گشوده هرچند مبالغه نمود مؤيد الملك از سخن قاضى تجاوز كرد قاضى مراجعت نموده سلطانگفت هان اى قاضى چكردى جوابداد كه بموجب فرموده بتقديم خواهد رسانيد و خاموش بايستاد سلطان دانستكه سخنى پوشيده دارد لاجرم او را پيش تخت طلبيده از حقيقت حال استفسار نمود قاضى صورت قضيه بيانكرد از استماع اينسخن رنك سلطان ملك شاه افروخته آتش غضبش در اشتعال آمده تمغاج حاجب را فرمود كه اديب را ببر و تشريف در وى پوشان و در ديوان انشا بنشان كه آنشغل به او ارزانى داشتيم حاجب همانلحظه بموجب فرموده عمل نموده همانلحظه مؤيد الملك را از دار الانشاء بيرونكرد و اول وهنى كه به حال خواجه نظام الملك راه يافت اين بود و با وجود آنكه خطائى چنين از مؤيد الملك سرزد خواجه بموجب « اولادنا اكبادنا » مؤيد الملك را راتق‌وفاتق مهمات مرو گردانيد و عمل آنولايت را به او حواله گردانيد و مآل حال و عاقبت كار را ملاحظه ننمود چه راى صايب و تدبير راسخ آن بود كه خواجه برنجش سلطان و خطاى مؤيد الملك چون وقوف يافت مؤيد را به هيچ عمل نفرستد و در آنكوشد كه آنغبار را از حاشيهء ضمير پادشاه رفع نمايد بالجمله چونمؤيد الملك بمرو رسيد بعد از چندگاه شحنهء آنولايت كه از خواص غلامان سلطان بود آغاز سفاهت نموده او را برنجانيد و غلام حال خود را بسلطان عرضه كرده پادشاه از خواجه آزرده گشت و تركان خاتون حرم بزرگ پادشاه كه با خواجه دشمنى ميورزيد مجال سخن يافته گفت خواجه نظام الملك را دوازده پسر است كه ايشانرا بمرتبهء اثنى عشر اعتقاد دارد و استغفر اللّه منه و اشغال و اعمال ممالك را بر ايشان تقسيم نموده ابواب منافع ساير خواص و مقربانرا مسدود گردانيده است سلطان حاجب خود را نزد خواجه فرستاده پيغام داد كه ترا با مادر سلطنت و مملكت شركتى هست بيان نما و الا بجهة چه اولاد خود را بر سبيل استقلال بولايات ميفرستى اگر ترك اين طريقه كردى فهو المراد و الا بفرمايم تا دستار از سر و دوات از برت بردارند خواجه از استماع اين سخن در غضب رفته عنان تمالك و تماسك از دست داده گفت با سلطان بگوئيد كه استاد ازل تاج و تخت ترا با دستار و دوات من بهم بسته است و استقامت اين چهار چيز بهم منوط و مربوط است فرستادگان باغواى تركان خاتون كلمات ديگر بر اين سخنان افزوده بسلطان رسانيدند پادشاه در غضب رفته خواجه را از منصب وزارت عزل نمود و آن شغل را