تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
شد بر بارو رفتند و جمعى ديگر ايشانرا تعاقب نموده متابعت كردند خالد فرمود تا فضل دروازه را بگرز شكسته در بازكردند و سپاه خالد در شهر ريختند و چون دمشقيان صورت حال را بر آنمنوال ديدند از ابو عبيده امان خواستند ابو عبيده ايشانرا امان داده به شهر درآمده مسلمانان كه از جانب ديگر محاربه مينمودند از حال خالد خبر نداشتند خالد آغاز قتل‌وغارت نموده و ديگران بسبب آنكه امان داده بودند دست از قتل بازداشتند

حكايت : آورده‌اند كه چون اهل بصره و عراق بر عثمان بيرون آمدند

ارباب بصره ميخواستند كه طلحه را بر سرير خلافت نشانند و طلحه ايشانرا بر قتل عثمان تحريص مينمود و در آن ايام روزى مرتضى على عليه السّلام بديدن عثمان رفت عثمان گفت يا ابا الحسن مرا بر تو حق مسلمانى و مصاهرتست و قرابت و اگر اينها نبودى و ما در جاهليت ميبوديم اگر شخصى از بنى تميم بقتل من كمر بستى بايستى كه تو مرا حمايت نمودى بجهة آنكه ما اولاد عبد منافيم شاه ولايت پناه برخاست و گفت زود باشد كه خبر به تو رسد و از خانهء عثمان بيرون رفته دست اسامة بن زيد را گرفته به منزل طلحه رفت و خانهء او را مملو از مردم ديد طلحه برجسته گفت يا ابا الحسن كار بجان و كارد به استخوان رسيده ما تا چند در مهم اصلاح عثمان سعى نمائيم و او مهم خود را بواسطهء حمايت ظالمان ضايع كند شاه ولايت‌پناه بجانب بيت المال شتافته فرمود كه در بازكنيد و چون كليد - دار حاضر نبود فرمود تا قفل را شكستند و مال بيرون آوردند و در بيت المال نشسته قسمت اموال نمود و جماعتى كه در خانه نشسته متفرق گشتند و طلحه را تنها گذاردند و چون طلحه چنان ديد نزد عثمان رفته توبه كرد و گفت كارى در طبع من سرايت كرده بود خداوند تعالى ميان من و آنكار حايل بديد آورد عثمان گفت به خدا قسم كه تو از آنكار پشيمان نشدهء بلكه چون خود را مغلوب ديدى رجوع كردى

حكايت : آورده‌اند كه چون معز الدوله در بغداد استيلا يافته

با المطيع للّه عباسى بيعت كرد يكى از بزرك‌زادگان ديلم كه بروزبهان موسوم بود از قبل معز الدوله حكومت اهواز مينمود و بواسطهء آنكه خود را از معز الدوله بحسب‌ونسب زياده ميديد اظهار استقلال نموده پانزده هزار سوار عرض داده لشكر بدر شوشتر كشيد و چون خزاين و دفاين معز الدوله بشوشتر بود معز الدوله از اينخبر بغايت هراسان شده انديشناك گرديد كه مبادا آن اموال بدست وى افتد همان لحظه عزم محاربه جزم