تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
كن و مرا طلبيده گفت با تو مشورت خواهم كرد بايد كه آنچه بخاطرت رسد بگوئى آنگاه گفت والى يمن هوس عصيان و تمرد كرده و من ميخواهم كه او را بگيرم اما نميخواهم كه مال او تلف گردد گفتم اين مهمى بغايت سهلست من او را چنان مقيد سازم كه مال او تلف نگردد و همه بخزانه رسد منصور از اين سخن شادمان شد و گفت چگونه خواهى كرد گفتم خليفه پسر ربيع حاجب را بفرمايد تا مرا بگيرد و محبوس كند آنگاه او را بگوئى تا مرا به پسر والى يمن بسپارد و بگويد تا به پدر نويسد كه مرا نيكو دارد و همراه معتمدى بيمن فرستد و الا مثال حكومت يمن را چنانچه بخاطر همايون رسد بنام من نويسد منصور بر آن جمله فرمانداد و معن را به پسر والى سپردند وى معن را بيمن فرستاد و چون معن بيمن رسيد والى يمن او را عزيز و محترم ساخته مكرم ميداشت و معن فرصت ميجست تا شبى با جمعى اتفاق نموده والى يمن را مقيد و مغلول ساخته و در مسجد جامع رفته منشور امارت خود را بر مردم خوانده اموال او را ضبط كرد چنانچه يك فلس تلف نشد و مدتها آنولايت در نصرف معن بود و معن بن زايده از امراى مروان بن محمد بن مروان حمار است و در سخاوت و شجاعت مانند حاتم و رستم ضرب المثل بود

و از معن بن زايده حكايت پرفايده منقولست

و از آن جمله صاحب حبيب السير آورده كه از معن روايت كرده‌اند كه چون سفاح عباسى بر مملكت عراق استيلا يافت من قبل از مروان بعركم آذربايجان بودم و بموجب فرمان مروان بعراق بمدد ابن هبيره شتافته و چون ابو جعفر واسط راده ماه محاصره نمود چون خبر قتل مروان بما رسيد باتفاق از وى امان خواستيم ما را امان داده از حصار بيرون آمديم و در خدمت او كمر بستيم تا فرمان سفاح بقتل جملهء امراى بنو اميه صادر شد و اينمعنى را از من دانسته فرار نمودم و باقى امرا با ابن هبيره كه گرفتار گشته بقتل آمدند و چون ابو جعفر بعد از برادر بر سرير سلطنت نشست منادى كرد كه هركه معن بن زايده را پيش من آرد صد هزار درهم بوى دهم و من در مدينه هاشميه مختفى بودم با خود گفتم كه هيچكس نيست كه صد هزار درم را بر وجود من ترجيح ننهد و البته بطمع مال مرا بدست ابو جعفر خواهند داد همان بهتر كه خود را از شهر بيرون آورده بميان اعراب باديه درآيم و روزى چند در آنجا بسر برم پس بدين عزيمت از نهانخانهء كه بودم بيرون آمدم و بر شترى سوار شده هيأت خود را بر مثابه اعراب باديه ساختم و از دروازه