تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
معنى چنانچه بايد از حيز قوت بفعل نتوانستند آورد خلف بر اراده ايشان اطلاع يافته بقتل غلامان فرمان داد

حكايت : در قابوس‌نامه مسطور استكه اسكندر را دو غلام بود

يكى موسوم بود به بشير هركرا پادشاه خواستى كه تربيت نمايد و در حق او عنايت فرمايد او را به بشير سپردى و ديگر متسم بنذير كه چون اسكندر را ارادهء قتل و حبس شخصى بود ويرا بنذير دادى روزى يكى از جوانان كه بزيور كياست و فراست متحلى بود خواست تا تربيت او فرمايد بغلط او را بنذير سپرد و بعد از چند روز با بشير گفت كه آنجوانرا كه به تو سپرده‌ام آن را نيكودار و در خدمت و عزت او تقصير جايز مدار بشير جوابداد كه جوانيكه پادشاه ميفرمايد نزد نذير است اسكندر نذير را مخاطب ساخته گفت او را بغلط به تو داده‌ام چه ميخواستم كه ويرا بوزارت خود مخصوص گردانم چون اين خطا روى نمود و خاطر او از من آزرده گشت مصلحت آنست كه او را سياست نمائى چه هر سينه كه در او كينه جاى گرفت به هيچ چيز زايل نگردد و هر طبيعت كه سوداى عداوت در وى رسوخ يافت بافيتمون عنايت و شفقت مندفع نگردد

حكايت : آورده‌اند كه چون يمين الدوله سلطان محمود غزنوى با خوارزم شاه محاربه نموده

ظفر يافت و سپاه خوارزم انهزام يافته سلطان بنفس خود با چند غلام بر يكجانب معركه ايستاده بود ناگاه جمعى از سپاه خوارزم شاه كمين گشوده بنزديك سلطان رسيدند و بيم آنشد كه محمود را دستگير كنند يمين الدوله با خود گفت دريغا كه سپاهى چنين شكستم و بىسبب در دام افتادم و با وجود اين حال دل از جاى نبرده اضطراب نكرد و در اين اثنا تدبيرى بر آينه ضميرش عكس انداخته و بسبب آن از دام بلا خلاص يافت و جان از معركه بيرون برد تبيين اين مجمل آنكه خوارزميان نزديك رسيدند محمود سلاح افكنده نزد ايشان رفت و گفت اى ياران من رسول سلطانم بدانيد كه سپاه خوارزم به كلى مستأصل شدند و سلطان محمود فرمود كه دورانديشى و دنيادارى شما بنزد من بسيار مقبول نمود و بدين تخلف كه از خصمان كرديد همه را بعنايت و عاطفت خويش سرافراز ساخته مواجب و مرسوم شما را به قدر مرتبه بلكه زياده خواهم كرد بايد كه فردابگاه ببارگاه آئيد تا همه را به تشريف و انعام اختصاص دهيم سواران گفتند ما را بر صدق اينقول نشانى بايد كه فردا بدان متمسك باشيم سلطان شمشير خود بآنجماعت داده گفت نشان شما اين شمشير است فردا نزد من آئيد تا مهم شما بسازم و آنطايفه بازگشته سلطان بسلامت بيرون