تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
پدر بود به حكم وصايت در نه‌سالگى قايم‌مقام شد و اكثر اوقات منزوى بود و در ايام او هلاكو خان بن تولى خان بن چنگيز خان عزيمت ايران زمين كرد و گيتو قاسان را در مقدمه به قصد بلاد ملاحده فرستاد و اكثر بلاد را بگرفت و قتل و غارت بسيار كرد و شب چهارشنبهء سلخ شهر شوال و گويند ذيقعده سنه 656 نامهء نوشت بفدائى داد تا پيش او برد چون به خواندن مشغول شد او را زخم زد و بكشت و خود شاه ظاهر گردانيد و گفت جهة آنكه پدرم را كشته بود او را بكشتم و فرمود تا پسران او را در ميدان بكشتند و هلاكو خان در هيجدهم سنه اربع و خمسين و ستمأه در صحبت خواجه نصير الدين محمد طوسى در اينباب گفته است :
سال عرب چو ششصد و پنجاه و چهار شد * يكشنبه ماه ذيقعده بود بامداد خورشاه پادشاه سماعيليان ز تخت * برخاست پيش تخت هلاكو بايستاد
هلاكو او را پيش نيكو خان فرستاد و در راه وفات يافت و مدت پادشاهى او يك سال بود .

فصل هفتم از جزو اول در خاصيت عدالت

بر ضمير مستنير فضلاى عالم و خاطر آفتاب تنوير از كياى بنى آدم مخفى و مستور نماند كه بقاى عمارت جهان بعدل منوط است و صلاح حال عالميان به دو متعلق و مربوط است از حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و إله منقول است كه « عدل ساعة خير من عبادة ستين سنة » عدل يكساعت بهتر از عبادت شصت سالست تبيين اينحديث آنست كه بعدل يكساعت پادشاه اقليمى از فتنه و فساد ايمن ميگردند و عالمى بفراغ بال عبادت توانند كرد و از عبادت شصت ساله اينمعنى حاصل نگردد و نيز قرآن مجيد بدين ناطقست قوله تعالى « ان اللّه يأمر بالعدل و الاحسان » چون احسن صفات حميده و ايمن سمات پسنديده عدلست حكايتى چند در خاصيت عدالت مرقوم ميگردد

حكايت : آورده‌اند كه چون بهرام گور بر تخت سلطنت نشست

باستيفاى لذات مشغول شده مانند نرگس و لاله بىقدح و پياله بسر نميبرد بنابراين مهم سلطنت را برأى درايت وزير خود روشن رأى نموده گفت نوعى با خلايق سلوك كن كه فردا نزد خالق منفعل و شرمسار نگردى روشن رأى مردى ممسك و طامع بود و بسبب غفلت پادشاه بر ولايت استيلا يافته دست تعدى دراز كرد و مال پادشاه و رعبت مال خود دانسته ميان حلال و حرام فرق نميكرد و چونسالى چند بديندستور