نزديك تو نه چنانست پس بناء مذهب تو بر قول تو باشد و ترا معين نباشد و او را بيرون اين هيچ ديگر نيست بالجمله حسن در استخلاص نواحى كه متصل بر ديار الموت است و اطراف مبالغه مينمود و هر موضعى كه بتلبيس ميسر ميشد مسلم گردانيد و آنچه بفريب او مشغول نميشدند بقتل و حرب مىستدند و هركجا سنگى ميديد قلعه عظيم ميساخت و الموت را بلدة الاقبال نام نهاد و در اربع و ثمانين و اربعمائه سلطان ملكشاه امير ارسلان نامى را بفرستاد تا ايشانرا منهزم گردانيد و نظام الملك حسن ابن على بن اسلجيق طوى كه وزير ملكشاه بود شب آدينهء دوازدهم ماه رمضان سنهء خمس و ثمانين و اربعمأه بحدود نهاوند در منزلى كه آن را محنه خوانند فدائى به شكل صوفى در پيش محفه ميرفت ناگاه او را زخم زده بقتل آورد اول كسى كه فدائيان بكشتند او بود و حسن صباح در ايام سلطان سنجر در ماه ربيع الاخر سنهء ثمان و عشر و خمسمأه وفات يافت و مدت پادشاهى او سى و پنجسال بود كيا بزرك اميد و حسن هردو ورامينى بودند در ايام حسن لشكركش بود او را بقلعهء فرستاد تا آن را بگرفت و حسن او را وليعهد خود گردانيد بيست سال در ايام حسن در آن قلعه ساكن بود بعد از حسن قايممقام شد و در جمادى الاول سنه 522 وفات يافت مدت پادشاهى او چهارده سال بود
كيا محمد بن بزرگ اميد
به حكم وصايت بعد از پدر پادشاه شد تشيع سنت او كرد بعد بر مذهب حسن صباح و پدر خويش در ربيع الاول سنه 555 وفات يافت و مدت پادشاهى او سى و دو سال بود
الامير ابو عبد الله الحسن
كه بعلى ذكره السلام مشهور است و گويند از نسل مصطفى لدين اللّه است بعد از آن پادشاه شد و دعوت الحاد كرد در هفدهم ماه رمضان سنهء تسع و خمسين و خمسمأه مردم را جمع كردند و نماز عيد گذارد و مكتوبى بيرون آورد و گفت امام مخفى محمد بن الحسن صاحب الزمان عليه السّلام به من فرستاده و تكليف از خلق برداشته و اكثر قهستان رودبار بوى گرويدند در سنه 577 و گويند در ربيع الاول سنه 607 وفات يافت و مدت پادشاهى او بيست و دو سال بود
جلال الدين حسين بن محمد
بعد از پدر پادشاه شد و او را حسن نومسلمان گفتندى از آن سبب كه الحاد بگذاشت و از جاده مستقيم تجاوز نكرد و در غزاى گرجى با سلطان جلال الدين رفيق بود و در ماه رمضان سنه ثمان عشر و ستمائه وفات يافت و مدت پادشاهى او نوزده سال بود
علاء الدين محمد بن حسن
وليعهد