بوقوع انجاميد
ذكر القادر بالله ابو العباس اسحق بن المقتدر
بعداز خلع طايع قادر بطيحه نزد مهذب الدوله ديلمى بود از طايع توهم ميداشت و بهاء الدوله او را ببغداد طلبيده بر مسند خلافت نشاند و مدت خلافت او چهل سال امتداد يافت و در سنهء سبع و عشرين و اربعمأه درگذشت مدت عمرش هفتاد و دو سال بود وزير او ابو الفضل حاجب بن معمر بود
ذكر خلافت القايم لامر الله ابو جعفر عبد الله بن قادر بالله
بعداز فوت قادر بر سرير حكومت نشست و در زمان او مهم خلافت را رواجى پيدا شده تسلط تركان و ديلميان روى در نقصان نهاد و از زمان او تا عهد متوكل هيچ خليفهء بجز وى مستقل نبود مگر معتضد و معتمد مدت خلافت قايم چهل و چهار سال و هشت ماه و در سنهء 482 وفات يافت
ذكر المقتدى بالله ابو القاسم عبد الله بن قايم
مردى بود تمامبالاى نحيف اندام اسمر اللون سياهچشم گردمحاسن و در زهد و ورع مانند پدر خود قايم بود مدت خلافتش دوازده سال و دو ماه و در سنه احدى و تسعين و اربعمائه متوفى و در زمان او ملكشاه بن الب رسلان سلجوقى پادشاه ديار اسلام بود و اكثر معمورهء اسلام در تصرف داشت و مقتدى دختر سلطان را خطبه كرده ملكشاه دختر خود را از اصفهان با وزير خود خواجه نظام الملك و مادر دختر با تجملى كه ديدهء گردون نديده بود مثل آن ببغداد فرستاد و از جملهء اسباب عروس يكصد و سى قطار شتر بود همه با ديباى رومى و زربفت پوشيده و بار آنها اقمشه و امتعه نفيسه و طلا و نقره بود و بر شش شتر دوازده صندوق نقره بار كرده بود و آن صندوقها مشحون بود بجواهر قيمتى و سه جنيبت پيشپيش عمارى مىبردند با زينهاى مرصع بدر و ياقوت و آندختر سه عمارى مرصع داشت كه بر شتران كوهپيكر بار كرده بودند و خلخالهاى مرصع بر دستوپاى شتران انداخته و چون آندختر ببغداد رسيد طوى كردند كه در آن طوى چهل هزار من شكر صرف شد و باقى اشيا را بر اين قياس بايد كرد
ذكر خلافت المستظهر بالله ابو العباس احمد بن مقتدى
مردى بود تمامبالاى تركچشم سفيد پوست و بعداز مقتدى به حكم ولايت عهد بر سرير خلافت نشست و بر كيارق ملكشاه كه در آن اوان در بغداد بود با او بيعت كرد و مدت خلافت مستظهر بيست و پنجسال و كسرى بود و وفاتش در سنه 516 وقوع يافت