تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
فضل بن مستظهر جوانى اشقرموى ميش‌چشم سرخ‌روى كشيده‌محاسن فراخ‌پيشانى بود و در عهد مسترشد جمعى از خرم‌دينان كه از بقاياى متابعان بابك خرم - دين بودند در آذربايجان آغاز فتنه و فساد كردند و مسترشد بنفس خود لشكر بدان طرف كشيده ملاحده در روزيكه مجلس او خلوت بود بخرگاه خليفه درآمده او را بضرب كارد كشتند و مدت خلافتش هفده سال و ششماه بود و در سنه 534 اين قضيه بوقوع انجاميد اما در روضة الصفا و حبيب السير و بعضى از كتب معتبر مسطور است كه مسترشد با سلطان محمود بن مسعود بن محمد بن ملكشاه سلجوقى محاربه نموده گرفتار گشت و عم مسعود سلطان سنجر رسولى بمسعود فرستاد كه خليفه را ببغداد فرستاده و آنچه از او و سپاه او گرفته بود بازپس دهد و سلطان مسعود باستقبال رسول سنجر شتافته فرمود تا خليفه را بقتل آوردند و آوازه انداختند كه ملاحده او را كشتند

ذكر الراشد بالله ابو جعفر منصور بن المسترشد

چون خبر شهادت مسترشد ببغداد رسيد در سنهء أربع و ثلاثين و خمسمأه با راشد بيعت كردند و سلطان مسعود در همان ايام ببغداد آمده چون تاب مقاومت او نداشت به طرف موصل شتافت و مسعود راشد را خلع كرده با مقتفى بيعت كرد و راشد بعداز يكسال كه در اطراف عراق و آذربايجان سرگردان بود در ظاهر اصفهان به زخم كارد فدائيان اسماعيليه بقتل رسيد مدت خلافتش بقولى يكسال بود

ذكر المقتفى لامر الله ابو عبد الله محمد بن المستظهر

چون سلطان مسعود با او بيعت كرد مملكت بغداد را ضبط كرده بمقتفى پيغام داد كه تفصيل نماى كه هرروز خرج تو چند است تا بر موضعى حواله نمايم كه وكيل تو زر را بستاند مقتفى جواب داد كه هرروز چهل استر آب بدار الخلافه ميكشند باقى ما يحتاج را از اين قياس بايد نمود مسعود گفت ما مردى رفيع الشأنرا بر مسند خلافت نشانده‌ايم خداى تعالى شر ما را از ساحت عزما بگرداند و تا مسعود زنده بود مهم خلافت رواجى نداشت و بعداز فوت او مقتفى ديگر سلاطين سلجوقيرا ببغداد راه نداد و مدت خلافت او بيست و چهار سال و سه ماه بود و در سنهء تسع و خمسين و خمسمأه وفات يافت

ذكر المستنجد بالله يوسف بن المقتفى لامر الله

چون بر سرير خلافت نشست خيرات و مبرات بسيار كرد و يازده سال خلافت كرده و در سبعين و خمسمأه وفات يافت

ذكر المستضيىء بنور الله ابو محمد حسن بن المستنجد

در آن روز