تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
هرمز بن نوشيروان كه در فتح مداين بدست اعراب افتاده بود نزد مهدى آوردند خليفه آن را به صد هزار درم خريده بهارون بخشيد و هادى در زمان حكومت خويش كس نزد هارون فرستاده آن انگشترى طلبداشت و هرون در غضب رفته گفت من روى زمين را به او ارزانى ميدارم و او انگشتريرا كه نزد ارباب همت معلوم نيست چه قدر داشته باشد به من نميتواند ديد فى الفور انگشتريرا بيرون كرده در رودخانه انداخت و چون نوبت حكومت بوى رسيد همانروز سوار شده غواصانرا بكنار دجلهء بغداد برده نشانداد كه در فلان موضع انگشتريرا انداخته‌ام و غواصان بدجله فرورفته بعد از ساعتى آن انگشتريرا بيرون آوردند و هارون بعد از اخذ بيعت از مردم وزارت خود بيحيى بن برمكى داد و امارت خراسانرا بعباس بن جعفر بن محمد بن اشعث بن قيس تفويض نموده علويانرا امان داده غنايم بجهة بنو هاشم بيرون كرد و آن را در ميان آن جماعت قسمت نموده هرمرديرا هزار درم و هرزنيرا پانصد درم رسيد و ابناى مهاجر و انصار را بانعامات وافر مخصوص ساخت مورخان فصاحت شعار در مصنفات خود مرقوم كلك عنبر بار كرده‌اند كه چون هادى بجهة پسر خود جعفر بيعت از اعيان و امرا ميگرفت عبد اللّه بن مالك خزاعى كه از اكابر امراى نامدار بود عقد بيعت جعفر را مؤكد به حج پاى پياده و پاى برهنه گردانيد و چون دست قضا سجل عمر هاديرا هم در آن زودى طى كرد منشور مملكت را هارون بتوقيع « تؤتى الملك من تشاء » موشح گردانيد هارون در همانشب فرمود تا جعفر خود را خلع كرده حج پياده بر ذمهء عبد اللّه بن مالك مانده فرمود تا فراشان از بغداد تا مكه فرشها ميگستردند و او پاى برهنه بر آن مينهاد و ميرفت و بدين هيأت تمامت باديه را قطع كرده مناسك حج بجاى آورد و هرون اين معنى را از او پسنده شرف احماد ارزانى داشت و هرچند برمكيان در باب انهدام عرض و خون و مال عبد اللّه سعى نمودند هرون سخن ايشانرا حمل بر غرض كرده عبد اللّه را بحكومت ارمنيه فرستاد و در آن ايام كه عبد اللّه حاكم ارمنيه بود يكى از اعيان بواسطهء بىسامانى و عدم الطاف اهل ديوان از زبان يحيى بن خالد مكتوبى مزور بعبد اللّه در قلم آورد مضمون آنكه فلانرا نزد تو فرستادم بايد كه در رعايت جانب او خود را معاف و معذور ندارى و بنابرآنكه از كدورت خاطر يحيى و عبد اللّه خبر نداشت بارمنيه رفته آن مكتوب را بعبد اللّه رسانيد عبد اللّه چون نقار خاطر يحيى را