تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اسبان نقره خنك نشسته و زرههاى داودى پوشيده و تيغهاى يمانى حمايل كرده آنگاه نعمان بن عاص با خيل خود رسيده ابن زبير بعد از مشاهدهء اينحال متعجب و متحير مانده با هانى بن قيس گفت كه سوار و پيادهء خود را متفرق ساخته‌ايد بعزم آنكه دستبردى نمايند و اگر من اشاره نمايم اهل مكه متنفسى از شما زنده نگذارند هانى گفت دريغا اگر مهدى اجازت فرمودى قوت بازوى مردان و ضرب تيغ بران به تو مى - نمودند ابن زبير از اين سخن در خشم شده تيغ كشيد و خواست كه با آن اندك مرديكه داشت بمحاربه اشتغال نمايد هانى سوارى به ظبيان بن عمرو كه امير لشكر بود فرستاده از صورت حال اعلام نمود و ظبيان با دو هزار سوار و دو هزار پياده متوجه ابن زبير بود و گمان عبد اللّه زبير آن بود كه اهل مكه او را نصرت خواهند كرد در اين اثنا هانى بن قيس گفت اى اهل مكه از ميان ما بيرون رويد كه شما اهل حرم خدائيد مبادا كه بغلط يكى از شما را زخمى رسد مردم مكه روى بمنازل خويش نهادند و ابن زبير پريشان و دلتنگ سپاه عراق بيكبار در حركت آمدند و محمد در ميان آمده نگذاشت كه مهم بمقاتله انجامد در اين اثنا ظبيان بن عمرو با طبل و علم رسيده عبد الله زبير از غايت خوف و هراس مدهوش شده و محمد ايشانرا از محاربه منع فرمود و ابن زبير به خانه خود رفته معارف مكه و سادات حرم را طلب نموده با ايشان عتاب كرد كه مرا با شما بيش از اين اعتماد بود كه مرا گذاشته بخانهاى خويش رويد گفتند ما در بيعت توايم اما ما با عترت طاهره محاربه نمينمائيم و تيغ در روى اولاد امير المؤمنين على ( ع ) نميكشيم و رعايت جانب ايشان بر خود واجب ميدانيم و يقين است كه محمد بن على ابن ابيطالب را داعيهء حكومت نيست و صلاح تو در آنست كه با او مصالحه نمائى تا اين فتنه فرونشيند و اگر امروز محمد سپاه عراق را رخصت ميداد يكساعت ترا زنده نميگذاشتند و ابن زبير ازين سخن بيرون نرفته خير خود را در آن ديد و با محمد صلح نموده پيمانرا تأكيد داده سپاه عراق را بازگردانيد و چون مصعب بن زبير كه حاكم بصره و خراسان بود بعزم محاربهء مختار لشكر بيرون كشيد ، مختار نيز در برابر او رفته انهزام يافت و در قصر اماره متحصن گشت و بعد از چندروز با هفده نفر كفن پوشيده از قصر بيرون آمده چندان با لشكر مصعب محاربه نموده كه شهيد شد و ششهزار نفر كه با مختار در قصر بودند از مصعب امان خواسته بيرون آمدند اما همان لحظه بقتل رسيدند