تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
انداختند چون به مكه رسيدند ثابت را در بن كوهى در مروه دست بسته بيفكندند و خود بمناسك حج اقدام نموده در اين اثنا آنملعونه بر سر آنمرد صالح آمده گفت برخيز و آتش محبت مرا به آب مواصلت فرو نشان تا ترا از اين قيد نجات دهم ثابت گفت دور شو از پيش من و الا فرياد برآورم تا مردمان جمع شوند و ترا عقوبت كنند از نزد ثابت رفته بميان كوهها درآمد و چون شهوت بر او غلبه كرده بود غلامى سياه مملوك مغيرة بن شعبه را به خود خوانده او را بمجامعت خويش ترغيب نمود على الفور از آنغلام حمل گرفت و چون كاروان متوجه مدينه شدند آن زانيه گفت من از اينمرد دزد حامله‌ام گفتند چرا پيش از اين نگفتى گفت از فضيحت انديشيدم و چون قافله بمدينه رسيدند اسد اللّه الغالب و عمر بن الخطاب باستقبال حاجيان مبادرت نمودند و از امير حاج احوال آنجوان صالح پرسيدند گفت صالح مگوئيد كه او دزد و زانى است و اينك در آخر قافله مىآيد چون جوان پيدا شد امام المتقين فرمود تا او را به مسجد رسول اللّه بردند و امير المؤمنين عليه السّلام حسن و حسين را فرمود كه به سقيفه بنى النجار رويد و در آن محله خانه‌ايست در فلان موضع عورتى كه خصم ثابت است در آن منزلست او را حاضر سازيد سبطين رسول اللّه بموجب فرموده بتقديم رسانيدند امام المتقين فرمود اى عورت چه ميگوئى در حق اينجوان زاهد زن گفت يابن عم رسول اللّه چگويم در حق مرديكه مالم را دزديده و با من زنا كرده و من از او حامله‌ام و اهل قافله گواهند امير المؤمنين عليه السّلام سلمانرا گفت كه بخانهء حضرت فاطمه عليها السلام رو و عصاى رسول اللّه نزد من آر و فلان حقه را نيز بياور سلمان بفرموده عمل نموده امام المتقين فرمود كه ايزن بر جانب راست بخواب آنگاه رداى خود را بر او انداخته عصاى رسول اللّه « ص » بر پهلوى او نهاده فرمود بسم اللّه الرحمن الرحيم سخن گوى اى طفل بفرمان خداى ، جنين در رحم مادر به زبان آمده گفت السلام عليك يابن عم رسول اللّه ( ص ) على مرتضى فرمود كه اى بندهء خداى پدرت كيست آزاد است يا بنده ، سفيد است يا سياه ، از حلال وجود آمده يا از حرام اينجوان پدر تست يا نى ؟ كودك گفت پدرم بندهء مغيرة بن شعبه است حضرت فرمود كه اين قضيهء ناشايست بشهوت پدرت بوقوع انجاميده يا بشهوت مادرت جواب داد كه بشهوت هردو اهل مسجد پس از مشاهدهء اين صورت برسول اللّه صلوات فرستاده تكبير گفتند و امام المتقين فرمود كه ايسلمان آن حقه را بياور سلمان حقه را بياورد آن