برابر ستمهاى اقتصادى آنان برآشوبند ؟ و اگر با ستمديدگان گرسنه آميزش نكنند ، چگونه مىتوانند گرسنگى و كمبوددارى آنان را لمس كنند ، تا آن را بر نتابند و در پى چاره جويى جدّى و راستين و ريشه اى اين حرمانها و سقوطها برآيند ؟
آگاهى
شايد اين مطلب بر پژوهنده پوشيده نمانده باشد كه ذكر كلمهء « مسلمانان » ( در حديث 15 ) ، در بسيارى از تعاليم نيامده است ، بلكه آنچه در آنها آمده است ، بيشتر - به ملاكهايى چند « 1 » - جنبهء اطلاق و تعميم دارد . و در اين گونه موارد هم كه قيد شده است ، چه بسا از همه جهات ، مخصّص نباشد .
و امكان آن هست كه تصريح به قيد « مسلمانان » ، در اينجا به دو سبب باشد : حكمت و دعوت ؛ امّا نخست به سبب اهميّت دوستى اسلامى ( در ميان همهء مسلمانان ) ، و اينكه آن حقّى است از حقوق مسلمان نسبت به مسلمان ديگر ؛ و امّا دوّم براى آنكه فقيران غير مسلمان نيز به معتقدات حقّ مسلمانان تمايل پيدا كنند و ايمان آورند ، و به زندگى برتر و پاداش سرشار جاودانى برسند ؛ و در اين جهان نيز - بجز كمك و مساعدت - از معاشرت نزديك و از محبّت مسلمانان - بويژه عالمان و حاكمان - برخوردار گردند .
هامش
« 1 » مانند « منشور علوى » ، « در عهدنامهء اشترى » ، كه امام « ع » در آن منشور ، مردم را دو دسته مىكند : « برادران دينى » ( همكيشان ) و « برابران نوعى » ( همنوعان ) ، و تأكيد مىفرمايد كه جانب همگان به خوبى رعايت شود . فصل 46 ، و فصل 47 ، و فصل 48 ، از باب 12 ( جلد ششم )