انباشته اى مال فراهم آيد ، چه امر موكول به نيروها و مواهب است . . . » ، نه ، به او چنين نگفت ، و اين راه باطل و نادرست را به او ننمود ، كه به مذاق متكاثران شيرين مىنمايد ، بلكه او را - چنان كه روش هر ارشادگر الهى است - به نظامى حكيمانه و حاكم بر هويّت و فطرت آدمى متوجّه ساخت ، و نظر او را به جانب حدّ مالى مناسب با واقعيّت وجود انسان جلب كرد ، كه همان حدّ اعتدال و ميانه روى است ، پس او را به پذيرش آن فراخواند ، و راه به دست آوردن بىنيازى نفسى را - كه جوهرى سازنده است - يعنى استغنا و بسندگى به او نشان داد .
نگرش 5 - در پرتو آنچه بيان كرديم ، بايد گفت كه قانون حاكم بر نظام آفرينش و جهان ، در مالكيّت و مصرف ، اين است كه انسان تنها به چيزى نيازمند است كه زندگى او با آن - به صورتى مناسب و معتدل ادامه پيدا كند - پس بر هر انسان واجب است كه براى به دست آوردن اين اندازهء ضرورى وجود خود تلاش كند ، بىآنكه از حد ياد شده درگذرد ، يا به غصب حقّ ديگران بپردازد ؛ نيز در به دست آوردن اندازهء مناسب و كار براى آن نبايد كوتاهى ورزد ، و زحمت خود را بر دوش ديگران اندازد . پس بر همگان واجب است كه براى جلوگيرى از فقر خود تلاش كنند ، و آنچه را كه زياده از مقدار لازم براى خود به - دست آوردهاند ، به كسانى بدهند كه دستاورد ايشان بر ايشان كافى نيست ، يا توان كار و كسب ندارند . اين نظامنامه اى است براى زندگى كه دين حنيف خدا ، مسلمانان را به آن خوانده است . و آنچه بيرون از اين چارچوب باشد ، خواه از طريق افراط ( زياده روى ) يا از طريق تفريط ( كوتاهى كردن ) ، واقعيّت وجود انسان را تهديد مىكند ، پس براى آدمى زيانبخش است ، و او را تباه مىكند ، و از پا در مىآورد .
و اميد آنكه چنان باشد كه عدالت اجرا شود ، و روزگار سعادت انسانها پديدار گردد .
ترجمهء بخش چهارم از كتاب « الحياة » پايان گرفت ، و به دنبال آن ، ان شاء الله تعالى ، ترجمهء بخش پنجم خواهد آمد ، و از « فصل چهل و يكم » ( از « باب يازدهم » ) ، آغاز مىگردد .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 675
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٦٧٥