تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
كفر . « 1 » و در اين مقام واقعيّت مهم ديگرى نيز هست كه نبايد از آن غافل بمانيم ؛ و آن وضعيّت آب و هوا در سرزمينها و كشورهاى متفاوت است ، كه نقشى حياتى در دست يافتن آدمى به نعمتها و موهبتهاى الهى - از لحاظ كمى و زيادى و خوبى و بدى - دارد . پس بر ملَّتهايى كه دست تقدير آنان را در محيطهاى اقليمى خوب و داراى آب و هوايى مناسب قرار داده است لازم است كه آنچه را كه ديگر نيازمندان در نواحى مختلف به آنها نيازمندند ، به صورتهايى پسنديده و شايسته ، در اختيار ايشان قرار دهند . 5 - در حديث 10 ، از حضرت امام سجّاد « ع » آمده است : « من كان عنده فضل ثوب ، و قدر أن يخصّ به مؤمنا يحتاج إليه ، فلم يدفعه إليه ، أكبّه الله في النّار على منخريه - ( 1 ) هر كس جامه اى زيادى داشته باشد ، و بتواند به مؤمنى نيازمند به آن بدهد و ندهد ، خدا او را « نگونسار » در آتش خواهد افكند . . . » . چرا خداوند چنين كسى را نگونسار ( به رو ، با سر ) در آتش دوزخ مىافكند ؟ چرا خدا به عزّت و جلال خود قسم ياد مىكند كه سيرى را نمىآمرزد كه در نزديكى او مؤمنى گرسنه باشد ؟ چرا خداوند بخشايندهء مهربان در روز قيامت به مردم شهر و روستايى نظر رحمت نمىكند كه در زندگى دنياى ايشان كسى شب را گرسنه به روز رسانيده است ؟ - چنان كه در حديث نبوى باقرى ( حديث 1 ) آمده است . آيا همهء اينها براى آن نيست كه آن گونه مردم از رسيدن سهم شركاى خود به آنان جلوگيرى مىكردند ؟ و جز نصابهاى ظاهرى معروف « 2 » ( اگر مىپرداختند ) ، چيز ديگرى از آنچه خداوند پرداخت
هامش
« 1 » - فصلهاى انفاق ، از باب 12 ( جلد پنجم و ششم ) « 2 » شيخ كلينى ، در آغاز « بخش زكات » ، از كتاب « كافى » ، بابى به اين عنوان آورده است : « باب فرض الزّكاة و ما يجب في المال من الحقوق - باب وجوب زكات و حقوق واجبى كه در مال هست » ( 3 / 496 ) ؛ سپس در اين باب ، احاديث « حقّ معلوم » و « زكات باطنه » را نقل كرده است . بنا بر اين آنچه از اين ترتيب - در كتاب شريف كافى - استفاده مىشود ، تمايل شيخ بزرگوار كلينى است به اينكه جز زكات حقوق واجب ديگرى نيز در مال هست ؛ - فصل 41 ، از باب 12 ( جلد ششم )