كردهايم به ديگران بدهيد » ، * ( وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيه ) * « 1 » . . . - ( 1 ) از آنچه شما را در آن جانشين كرده است انفاق كنيد » ، نه از اموال و ارزاقى كه ملك طلق خود شماست ( و كو چنان اموال و ارزاقى ؟ ) ، چون انسان در واقع مالك حقيقى نيست ؛ مال مال خدا است ، و روزى روزى خدا ، و آفريدگان عيال و نانخور خدايند ؛ پس چرا بايد بعضى چندان بخورند كه گرفتار درد معده شوند ، و برخى چندان چيزى گيرشان نيايد كه بتوانند شكم خويش سير كنند ؟ و اين جز از ستم نيست ، زيرا كه
« لو عدل في النّاس لاستغنوا « 2 »
- ( 2 ) اگر عدالت در ميان مردم جريان داشته باشد ، همگان بىنياز خواهند شد » . و ستم به هيچ وجه با دين خدا ارتباطى ندارد . پس فقيران جز مال خود را از توانگران طلب نمىكنند ، يعنى مالى كه خداوند آن را - بنا بر حكمتهاى گوناگون - در اموال توانگران گذارده است ، و آنان واسطهء رساندن آن به فقيرانند . و در واقع امر ، هيچ ثروتمندى فضيلتى بر فقير نيازمند ندارد ، و آنچه خدا به كسى بخشيده به خاطر محترم بودن او نبوده است ، و به آن كس كه چيزى نداده است براى بىاحترامى به او نيست . « 3 » سخن مولا امير المؤمنين « ع » را از ياد مبريد كه مىفرمايد :
« إنّ لله عبادا يخصّهم بالنعم لمنافع العباد « 4 »
- ( 3 ) خداى را بندگانى است كه نعمتهاى خود را به آنان مىدهد ، براى سود رساندن به ديگر بندگان » . پس اموال و ارزاقى كه خداوند براى بهره مندى بندگان قرار داده است ، هيچ كس حق ندارد كه تنها مخصوص بهره مندى خود و نزديكان و خويشاوندان خود قرار دهد .
آرى ، حكمت كاملهء الهى گاه چنان مقتضى دانسته است كه مردمان را از دو راه ، مستقيم و غير مستقيم ، روزى رساند . و شخص معتقد متعهّد را نرسد كه از اين قاعده و چارچوب تخطَّى كند . و به همين جهت است كه گاه انفاق كردن عنوان ايمان پيدا مىكند ، و بخلورزيدن عنوان
هامش
« 1 » « سورهء حديد » ( 57 ) : 7 .
« 2 » « اصول كافى » 1 / 542 ؛ سخن امام موساى كاظم « ع » .
« 3 » مضمون سخن امام صادق « ع » به ابان بن تغلب - ( « تفسير عيّاشى » 2 / 13 )
« 4 » « سفينة البحار » 2 / 378 .