تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
آن را بر آنان واجب كرده بود به مستحقّان نمىرساندند ؟ و به فرمان خدا گردن نمىنهادند ؛ چنان كه خداوند ( در حديث قدسى ) مىفرمايد : « إنّني أمرته فعصاني - ( 1 ) من به او فرمان دادم ، ولى او فرمان نبرد » . و در صورتى كه « امر » وارد - در بيشتر احاديث - بسيار ساده و در حد راهنمايى اخلاقى باشد ، كه اگر انسان بخواهد به آن عمل كند و اگر نخواهد نكند ، آيا كيفر آن مىتواند نگونسار افتادن در دوزخ باشد ، يا محروم ماندن از آمرزش خدا ، يا نظر نكردن خدا در روز قيامت به مردم روستايى كه يك گرسنه در آن شبى را به روز رسانده است ، در حالى كه مردم آن سير بودند ؟ آيا اين درست است كه بخشهايى از آيات و احاديث سازندهء اسلامى را به بهانهء اخلاقى بودن از باقى آنها جدا كنيم ، و بر نقش حياتى اين گونه تعاليم خط بطلان بكشيم ، و در نتيجه ، ناتوانان و محرومان گرفتار بدبختى بمانند و وجدان متكاثران ( اگر وجدان داشته باشند ) آسوده و آرام گردد ؟ و پيشينيان پاك سرشت را ، كه وسيلهء انتقال اين گونه تعاليم و مواريث و احاديث به ما بوده‌اند - و اين همه را با شكنجه ها و زندانها و با فداكاريهايى خونين به ما رسانيده‌اند - بدين گونه پاداش دهيم ؟ آيا وفادارى خود را نسبت به اسلام و تعاليم آن ، و نسبت به - پيامبر اكرم « ص » و سختيهايى كه چهارده سده پيش ، براى نجات بشريّت از چنگال اختاپوس استكبار اقتصادى و اشرافى ( كه روز به روز سنگينى آن بر دوش انسان و انسانيّت افزايش پيدا مىكند ) كشيد و برتابيد - كه هيچ پيامبرى را چون او نيازردند - بايد بدين گونه نشان دهيم ؟ 6 - سخن امام صادق « ع » ( حديث 13 ) ، به صورتى آشكار مؤيّد چيزهايى است كه در اين باره گفتيم ؛ امام معصوم مىگويد كه « هر چه مال كسى افزونتر شود ، حجّت خداوند ، براى او محكوميّت او ، محكمتر خواهد شد » . و اين حجّت محكم ، همان وابسته بودن معاش و رفاه گروهى به دست آن توانگر است ، كه بايد از اين راه به دين و دنياى آنان كمك كند ؛ و بر او است كه به انجام دادن اين وظيفهء واجب خود به صورتى عمل كند كه خدا و رسول خدا « ص » از او راضى باشند ، و بار چنين حجّتى محكومكننده از دوش او برداشته شود . و اين كار جز با