نگاهى به سراسر فصل
بسيارى از بخشها و فصلهاى اين دو باب - با آيات قرآنى و احاديث آنها - هدف اين فصل را تعقيب مىكنند و در پيرامون اصل بنيادين « شركت داشتن بينوايان در دارايى توانگران » تمركز دارند ؛ شما مىتوانيد هر جا از اين فصلها را بخوانيد ، بويژه فصلهايى كه ارتباط بيشتر با اين موضوع دارند . از اين رو در اين « نگاه » ، برخى از مطالبى را كه در پاره اى از حديثهاى اين فصل آمده است توضيح مىدهيم .
1 - در حديث « 5 » از امام على بن ابى طالب « ع » آمده بود :
« فمن آتاه الله مالا فليصل به القرابة
. . . ( 1 ) هر كس خدا مالى به او بخشيده است بايد از آن به خويشاوندان خود بدهد » ؛ اين حديث بصراحت نشان مىدهد كه مال براى اين گونه امور است :
( 1 ) - پيوسته نگاه داشتن رابطهء خويشاوندى ( صلهء رحم ) ( 2 ) - احسان كردن به مردمان با مهمانى دادن .
( 3 ) - رهانيدن اسير و گرفتار از بند .
( 4 ) - بخشيدن مال به مسكينان و بينوايان .
( 5 ) - پرداختن وام بدهكار نادار .
( 6 ) - پرداختن هزينه هاى لازم به هنگام پيشامدن حوادث براى فرد يا جامعه . پس در اين چارچوب دينى ، هيچ جايى براى انباشتن مال ديده نمىشود .
2 - در حديث علوى ديگر ( حديث 9 ) ، تصريح شده است كه مقدارى كه خداوند پرداختن آن را بر توانگران واجب كرده و مخصوص فقيران دانسته است ، آن اندازه است كه براى زندگى ايشان و نيازهاى گوناگون آنان بسنده باشد ، پس در آن حالت كه نصابهاى واجب شرعى رسمى نتواند براى فقيران و محرومان كافى باشد ، بر ثروتمندان لازم است كه - علاوه بر آن نصابها - آن اندازه مال به ايشان تقديم دارند كه زندگى آنان را بس باشد ، و بدبختى فقر را از ايشان بزدايد ، و نسبت به نيازمنديهاى دينى و دنيوى ، آنان را به گونه اى در