تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
تنها خود را به مهلكه نمىاندازند ، بلكه توده هاى مردم را به تباهى و بىبند و بارى و كوردلى و سقوط مىكشانند ، و سرچشمه هايى مىشوند براى فسادهاى فردى و اجتماعى و اخلاقى و تربيتى و اقتصادى و معيشتى . . . كه هيچ اميد صلاح و اصلاحى از آنان نمىرود . براى همين قرآن كريم در بارهء آنان چنين هشدار مىدهد و با اين تعبير كوبنده « 1 » مردمان را از آنان مىپرهيزاند ، و موقعيّت اجتماعى آنان را خرد مىكند : * ( وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ، الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلا يُصْلِحُونَ ) * « 2 » ، دستور مسرفان را اجرا نكنيد ، آنان كسانيند كه در زمين فساد مىكنند و ( هرگز ) دست به اصلاح نمىزنند ، »

3 - واقعيّت اسراف :

لازم است متوجّه اين حقيقت باشيم كه ميانه روى و اسراف از امور واقعى است و آثار محسوس و عينى دارد ؛ و آن دو ، يعنى ميانه روى و اسراف ( كه ضدّ ميانه روى است « 3 » ) ، دو طبيعت متضاد با يك ديگر دارند . و اين دو امر ، در همهء بعدهاى كمّى و كيفى زندگى طبيعى و در سطوح مختلف تلاشهاى مادّى در جريانند ، و تنها به خرج كردن و مصرف كردن و كيفيّت و كميّت آن دو اختصاص ندارند ، بلكه - بطور ضرورى - اصل مال و مالكيّت را ، پيش از آنكه به مرحلهء مصرف برسد نيز ، شامل مىشوند . بنا بر اين ، جمع تكاثرى مال نيز گونه اى اسراف است ، كه سخن در بارهء آن پيش از اين گذشت . « 4 » در پرتو آنچه گفته شد ، هر تجاوز از اندازهء ميانه اسراف است ، خواه كميّتى و مقدارى باشد و خواه كيفيّتى و اوصافى ؛ پس اسراف در اين موارد واقع مىشود : ( 1 ) - در كميّت مالكيّت . ( 2 ) - در كيفيّت مالكيّت .
هامش
« 1 » تعبيرى كه فيض كاشانى در بارهء آن فرمود : « دليل بر آن است كه مسرفان ، صد در صد ، مفسدند » - صفحهء 320 . « 2 » « سورهء شعرا » ( 26 ) : 151 - 152 . « 3 » « تحف العقول » / 296 ، از سخنان حضرت امام موساى كاظم « ع » . « 4 » فصل 24 ، از اين باب ( همين جلد ) .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 335 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام