تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
زيبا جلوه گر شدن آن در برابر چشمان شخص مسرف مىشود ، هر چه باشد . و آيا چرا چنين است ؟ براى آنكه رهايى يافتن از فريبندگيهاى نفس و آرايشى كه به اعمال مىدهد ، تنها از اين راه ميسّر است كه انسان ، حقيقت واقع را - به همان صورتى كه هست - ببيند ( يعنى اينكه آدمى كار نيك را نيك ببيند و كار بد را بد ) ، و به اين واقع بينى علاقه مند باشد . و اين بسته به اعتدال و ميانه روى و ملتزم شدن به آنهاست ، ليكن در هنگام تجاوز از حدّ اعتدال و ميانه ، آدمى به گودالى بس گود ، از فريبخورى و پندار گرايى ( و ديدن واقعيّت بر خلاف آنچه هست ) سقوط مىكند ، و فاسد را صالح مىبيند و صالح را فاسد . و در اين هنگام همهء آنچه موجوديّت انسانى انسان بر آنها بنا مىشود ، يعنى انديشيدن و ارزشهاى معنوى نزار و خرد مىشوند ، تا اينكه سرانجام ، در بعد اجتماعى - به دليل حضور افراد در اجتماع - سستى و پستى به هنر و مديريّت و سياست و علم و دفاع و نظاير اينها نيز سرايت مىكند ، و در نتيجه ، اميال و آرزوهاى نفسانى منفى افزايش مىيابد ، و مقياسهاى ارزشى در نظر شخص دگرگون مىشود ، و چشم بصيرت او از ديدن حقايق باز مىماند . بنا بر آنچه گفته شد ، آراسته شدن كارهاى زشت به توسّط نفس ، نتيجهء انحرافى است كه در فطرت و هويّت آدمى به وجود آمده است . و از اينجا معلوم مىشود كه اسراف چگونه بدگمانى يا گمراهى را به وجود مىآورد - كه در دو آيهء گذشته به آن اشاره شد - و شخص مسرف چگونه گرفتار گردنكشى و خود بزرگ بينى مىشود ، زيرا هماره خواستار بيشتر و بيشتر مىگردد * ( وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الأَرْضِ ، وَإِنَّه لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ ) * ، « 1 » - ( 1 ) فرعون در زمين گردن فرازى كرد ، و او از جرگهء مسرفان بود ، ) . در پرتو آنچه گفته شد ، مىدانيم كه اسراف - با خاستگاه نفسى تمركز يافته اى كه دارد - از عمده ترين سببهاى تباهى و گمراهى است ، كه نتيجهء آن منحرف شدن اوضاع فرد و اوضاع اجتماع است . مسرفان
هامش
« 1 » « سورهء يونس » ( 10 ) : 83 .