رفتارى و واقعيّت راستين انسانى مىشود ؛ و در پى آن تباهى و نابسامانى خواهد آمد ( * ( وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ) * « 1 » - ( 1 ) سرانجام مسرفان تباهى و نابودى است ) .
و چون برخى از ابعاد شخصيّت بشرى در برخى ديگر تنيده است و در آن اثر مىگذارد ، بنا بر اين انحراف در يك بعد سبب ايجاد انحراف در بعدهاى ديگر خواهد بود ، چنان كه اسراف و تجاوز از حد به ترديد و گمان مىانجامد ، كه در پى آن گمراهى خواهد آمد * ( كَذلِكَ يُضِلُّ الله مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ ) * « 2 » - ( 2 ) بدين گونه خدا هر كه را كه مسرف و گرفتار گمان باشد ، ( در نتيجهء اعمال خودش ) ، گمراه خواهد كرد ، ) ؛ يا به تكذيب حق و محروم ماندن از هدايت الهى منتهى مىگردد ( * ( إِنَّ الله لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ) * ، « 3 » - ( 3 ) خدا آن كس را كه اسرافكار و تكذيبكنندهء ( حقّ ) است راهنمايى نمىكند ، ) . از آيهء نخستين بر ما معلوم مىشود كه اسراف ، انسان اسرافكار را - اندك اندك - به شك و بدگمانى گرفتار مىكند ، و خداوند چنين كسى را ( به دليل كردار ناپسندش ) از راه راست باز مىدارد ؛ و از آيهء دوم چنان مىفهميم كه اسراف و تجاوز از حدود ، شخص را به دروغ پنداشتن حق مىكشاند ، و خداوند چنين كسى را به راه درست نمىبرد ( كه استحقاق آن را از خويش ، با عمل خويش ، سلب كرده است ) .
و چون آثار اسراف در نفس آدمى تأثير مىكند و بر آن مستولى مىشود و او را از مسير معتدل صحيح گمراه مىسازد ، قرآن كريم اسراف را ، به مفهومى عام ، براى هر انحراف و فسادى به كار مىبرد ؛ بدين گونه هر تجاوز را در هر كار كه باشد ، اسراف و زيانبخش مىشمارد و مىفرمايد : * ( كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ، « 4 » - ( 4 ) بدين گونه اسرافكاران هر چه مىكردند در نظرشان خوشنما بود ، » . پس آيه ، اسراف را چيزى ( خصلت و كردارى ) به شمار مىآورد كه سبب آراستن عمل و
هامش
« 1 » « سورهء انبيا » ( 21 ) : 9 .
« 2 » « سورهء غافر » ( 40 ) : 34 .
« 3 » « سورهء غافر » ( 40 ) : 28 .
« 4 » « سورهء يونس » ( 10 ) : 12 .