تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢

نگاهى به سراسر فصل

در اين نگاه ، در ده بند ، در بارهء « اسراف » سخن خواهيم گفت :

1 - مفهوم اسراف :

اسراف مصدر « باب افعال » است ، از ثلاثى مجرّد « سرف » ، يعنى تجاوز كردن از اندازه و اعتدال . در قرآن كريم ، اين واژه و مشتقّات آن ، با معناى واحد و مصداقهاى متعدّد به كار رفته است ، كه پس از اين خواهيم ديد . صاحب « سفينة البحار » مىگويد : « السّرف - چنان كه راغب اصفهانى گفته است - تجاوز از حدّ است در هر فعلى كه آدمى انجام مىدهد ، هر چند بيشتر در بارهء خرج كردن ( و مصرف ) به كار مىرود ؛ و گاه به اعتبار اندازه و كميّت گفته مىشود اسراف شد ، و گاه به اعتبار چگونگى و كيفيّت » . « 1 » تجاوز از حد يا در خصوصيّات نفسانى و صفات اخلاقى است ، كه سبب سلب تعادل انسان در معنويّات و شخصيّت باطنى او مىشود ، يا در افعال خارجى است ، كه از مهمترين آنها مسائل متعلق به داشتن و مصرف كردن است . و بايد دانست كه قسمت دوم نيز منشأ نفسى دارد .

2 - خاستگاه نفسانى اسراف :

در بحثهايى كه پيش از اين گذشت توضيح داديم كه اصل حاكم بر طبيعت آدمى و هويّت وجودى او ، در بعدهاى مادّى و روحى ، اصل ميانه روى و اعتدال است . انسان بنا بر طبيعت نخستين و سالم خود گرايشى به افراط يا تفريط ندارد ، و اسراف خروج از حدّ و مرز الهى فطرى و چارچوب انسانى است ؛ پس شخص مسرف انسان معتدلى نيست كه در مسير فطرت بشرى حركت كند ، بلكه فردى متجاوز است . و به عبارتى ديگر : اسراف با واقعيّت وجودى انسان در تضادّ است . و به همان گونه كه تجاوز از حد در خصوصيّات نفسى و روحى ( درونى ) ، سبب از بين رفتن تعادل انسان و توازن شخصيّت او مىشود ، گذشتن از حد در قضاياى اقتصادى ، و در مالك شدن و مصرف كردن لوازم معيشت و زندگى مادّى نيز سبب از بين رفتن تعادل
هامش
« 1 » « سفينة البحار » 1 / 616 .