درگشت درآورده » .
گشتن :
گرديدن ، ناورد دادن براى جنگ و ستيز « در ميدان آمدم تا با تو بگردم » .
گشودن ( گشادن ) :
مسخر كردن ، « آمدهام تا ملك اسكندريه بگشايم » .
گلبانگ :
فرياد ، نعره ( - كله ونگ در لهجهء مازندرانى ) « ملك داراب چون چنان ديد گلبانگ بر لشكر زد » .
گلهبان ( گلبان ) :
چوپان ، شبان « هردو رو بدان گلهبان نهادند تا ازو نشان راه پرسند » .
گمان :
سوءظن « هيچكس را درين خانه گمان نيست » .
گم شدن :
محو شدن « چون فيروز شاه آن طلسم اعظم بخواند آن بخار و تاريكى گم شد و آن طلسم باطل شد » .
گناهكار كردن :
متهم كردن ، متهم بگناه كردن « خواجه الياس بازرگان را بايد گناهكار كردن كه اين بىادبى غلام او كرده است - شاه سرور گفت گناه غلام كرده است خواجه الياسرا گناهكار نتوان كردن » .
گنجخانه :
خزانه « جزيرهء فور كه گنجخانهء گورنگ بود . . . »
گنجور :
خزانهدار « تا اين زمان گنجور شاه حارث بودى اين زمان سياوش نقاش چون شدى ! »
گندهپير :
پير فرتوت ، پير بسيار سال و درهم شكسته « درين گفتن بودند كه دخترى به زير آمد و عقب او دايهء گنده پيرى سلام كرد » .
گنگ :
سوراخ مدورى كه در زير ديوار و زير زمين و امثال آن با تنبوشههاى بزرگ براى عبور آب تعبيه مىكنند « در قديم گنگها كردهاند از مس و از روى چون آب زيادت مىماند در آن گنگها مىرود . - تقدير خداى تعالى چنان بود كه مگر اين گنگ آب كه آب قلعه از آن گنگ بيرون مىآمد . . . اندك آبى بدان گنگ مىآمد . - بهروز عيار بدان گنگ رسيد گنگى ديد بغايت بزرگ ، قدم در آن گنگ نهاد ، تا خيلى راه برفت تا عاقبت بدان سر گنگ رسيد ، سر از گنگ بيرون آورد » .
گورسان :
گورستان
گورگه :
از آلات موسيقى رزمى « شاهزاده فيروز شاه حكم كرد تا گورگهء جنگ فرو كوفتند و ناى رزمى دردميدند » .
گوسفند صحرايى :
ظاهرا به معنى بز كوهى يا گوزن و مانند آنست « درين سخن بودند كه يك گله گوسفند صحرايى پيدا شدند » .
گوش داشتن :
مراقب بودن ، مراقبت و دقت كردن ، بدقت گوش دادن ، پاييدن ، احتياط كردن ، رعايت كردن ، ديده برگماشتن ، چشم دوختن ، بجايى و چيزى بدقت نگريستن ، حفظ كردن « اگر نيز بدانم هرگز نگويم تا امانت تمام گوش داشته باشم - طور گفت من هيچ غافل نبودم ، در زندان گوش ميداشتم - تو آزرم پدر گوش نداشتى و سپاه بمصر كشيدى » .
درنظر داشتن ، مقصود داشتن « گفت از مروت كدام قبطه را گوش ميدارى » .
گوش نهادن :
گوش تيز كردن ، بدقت استراق سمع كردن « طارق كمكم پيش ميرفت