ميدان جهانيد ازين فيلى سبك گامى گران انجامى » .
گرانسنگ :
سنگين « دست بقبضهء گرز گران كرد و عمود گران سنگ بركشيد » .
گرانى :
زحمت ، دردسر ، تصديع « اين قوم را از خانهء ما بيرون برند تا گرانى ايشان از سر شوهرم برود » .
سنگينى « آلات حرب بسيار برنداشتند تا در راه ايشانرا گرانى نباشد » .
ملالت ، رنجش ، رنجيدگى « شكست عظيم بر سپاه ايران آمده بود و گرانى عظيم در سپاه افتاد » .
گراينده :
قصدكننده ، ميلكننده ، توجهكننده به طرف كسى يا چيزى ، حملهكننده « آن تيغ برندهء گرايندهء ديوكش را برآورد » .
گراييدن :
قصد و آهنگ كردن ، ميل و توجه كردن ، حمله بردن ، قصد بد به كسى و چيزى كردن .
گربز :
زيرك « طيفور مردك حرامزادهء گربز بسيار پردان بود » .
گردان :
داير ، در كار ، بر كار « طراقا طراق گرز گران بود » .
گردان شدن :
جولان كردن « هردو سپاه با هم برآويختند و باهم گردان شدند » .
گردانيدن :
منصرف كردن ، دفع كردن ، برگردانيدن ، برگشتن « شاه سيف الدوله بناچار عنان مركب بگردانيد - تور سپر در سر كشيد تا آن حمله از خود رد كند ، شاه شجاع نيزه را بگردانيد و طعن نيزه بر كمرگاه تور زد » .
عوض كردن ، تبديل كردن ، مبدل ساختن « مگر در ملك تو غريب افتادهاند و نام خود را گردانيده » .
گرد برآمدن :
گرد برگشتن ، دور زدن ، گرداگرد چيزى و محلى به قصد تحقيق و كسب اطلاع گشتن و آن را نيك وارسى كردن .
گرد كردن :
فراهم آوردن ، جمع كردن ، نزديك يكديگر قرار دادن « مركب دستوپا گرد كرد » .
فراچيدن سفره و نظاير آن « يك مرغ را بزد بعد از آن سفره را گرد كرد » .
گره كردن مشت « بهزاد مشت را گرد كرد و بر گردن آن ركيبدار زد » .
گرد نشستن :
جمعوجور نشستن « خود در پيشآمد و گرد بنشست و از بالاى آن منظره بشيب نگاه كرد - شب رنگ از قفاى تخت درآمد و گرد بنشست » .
گردواگرد :
گرداگرد « سنگى عظيم بزرگ ديد چنانك گردواگرد آن پانصد گز بيشتر بود » .
گردون :
چرخ و اراده و هر چرخ گردنده و باركش « خلق پيشآمدند ، نثار و گاو و گردون كشيدند و دعا و ثنا بر جان شاهزاده فيروز شاه مىكردند » .
گردونه :
چرخ « درختهاى بزرگ را تخته كنند و بر روى گردونهاى و ستونها نهند و بر روى آن تختها بر چهار طرف بزنند » .
گرده :
رغيف ، قرص نان « يك گرده نان ديد افتاده ، شبرنگ گفت اين گرده نيز نصيب من شده است پس آن گرده را پاره كرد اول آن گرده را بخورد » .
گردهء سمرقندى :
نوعى نان
گرده :
قلوه
گرده سنگ :
صخره ، كمرسنگ « در درياى محيط