« از هر طرف كه باد صبح وزيدى سينه و شكم و ناف خود را بر آن باد بداشتى و كسب هوا كردى » .
كشان كردن :
بر زمين كشيدن ، كشان كشان سر ستور را گرفتن و او را به پيش كشيدن « بر كنار خندق ميدانى بود و در آن ميدان دارى زده بودند آشوب را بدانجا كشان كردند - و در پيش او چند مركب بهراى زر كشان كرده » .
كشش :
كشتار « طيفور گفت اى خداوند نمىدانم كه اين بنده به حضرت خداوند آمده بودم اين قتل و كشش نبود » .
كشتن آتش يا چراغ :
خاموش كردن آن « باد تند بدميد و آن چراغ را بكشت » .
كشيدن :
گستردن « جلاب بگردانيدند ، بعد از آن سفره كشيدند » .
كفك :
كف كه بر آب و جز آن نشيند « طومار زنگى چون شتر مست كفك بر لبان آورده بود » .
كل :
همه ، همگى از چيزى ، تمامى
كلان :
بزرگ ( پدركلان : پدربزرگ ) « پدركلان ملك داراب ، گشتاسب شاه دختر از قيصر بزرگ خواسته بود » .
كلاهخود چهارپهلو :
نوعى از خود « سيامك سيهقبا كلاهخود چهارپهلو بر سر نهاده » .
كلاهخود عادى :
نوعى خود « كلاهخودى عادى بر سر نهاده و عصابهء شاهى بر كلاهخود بسته » .
كله :
فرق و بالاى هرچيز
كلهء سر :
فرق سر ، تارك ، فراز سر « فيروز شاه تيغى بر كلهء سر آن زنگى زد » .
كمان خوارزمى :
نوعى كمان « دست به كمان عاج قبضهء طيار گوشهء خوارزمى كرد . - نامه را بر تير خدنگ بست و در خانهء كمان خوارزمى نهاد » .
كمان گروهه :
كمانى يا آلتى كه بدان مهره و گلوله اندازند « هزاران هزار تير و سنگ و ناوك و كمان گروهه بر سپاه ايران از بالا فروريختند » .
كمخا :
كيمخا ، جامهء منقش را گويند كه به الوان مختلف بافته باشند « در و ديوارها را به نخ و كمخا و اطلسها درآويختند » .
كمر :
قسمت ميانين از كوه قريب بدامنهء آن « بر بالا رفت و پا در بن كمر محكم كرد و باز كمند برانداخت و بر سنگى محكم كرد » .
كمرسنگ :
گرده سنگ ، خرسنگ « در دامن آن كوه كمرسنگى نهاده بود . - در درياى محيط گرده سنگ بلند بود و بر سر آن كمرسنگ دهان غار بود - بعد از بيست شبانهروز به پايان آن كوه رسيد ، كمرسنگى عظيم بزرگ ديد چنانك گردواگرد آن پانصد گز بيشتر بود » .
كميت :
اسب سرخفام ، كهر « برانگيخت آن مركب كميت خود را » .
كميد :
كميت ، اسب سرخفام ، كهر « مركبى داشتم بغايت نيك ، كميدى » .
كمينه :
كمترين ، رهى ، چاكر « اما چند روزى اين بنده را امان بايد دادن تا اين كمينه را تمام دل فرود آيد » .
كنار بر كنار :
پهلو بپهلو « چون حصار چوبين پيشآمد چنانك كنار بر كنار رسيد ، جوانان سرباز از حصار چوبين در برج و