صاحبجمال :
زيبا « اما اين دو جوان بغايت صاحبجمالند » .
صاحبجگر :
پردل ، پرجرأت « آشوب عيار آن صاحب جگر طرار . . . »
صاحبقران :
عظيم الشأن ، صاحب طالع نيك ، نيكبخت و خوشاقبال « حكيم گفت راستست ، تو صاحب قران شرق و غرب عالم خواهى بودن و كارهاى عظيم از دست تو خواهد برآمدن » .
صباحان :
بامدادان « باد صبا در صباحان نقاب ظلمانى را از پيش روى جهان درربود - در آن صباحان هلال عيار از شهر بيرون آمده بود . - در آنوقت صباحان باد صبا در وزيدن درآمد » .
صباح پگاه :
صبح زود « ناگاه بامر إله از اول صباح پگاه بادى مخالف وزيدن گرفت » .
صحبت :
مصاحبت « فيروز شاه در صحبت پدر نشسته بود » .
صحبت داشتن :
مجالست كردن ، مذاكره كردن « لحظهيى صحبت داشته و آنگاه پراگنده شدند - در عالم هيچكس را لايق آن نمىبينم كه با او بنشينم و صحبت دارم » .
صحن :
قدح « شبرنگ همت خواست و آن صحن و سفره برداشت » .
صفاراندن :
خوش بودن ، نشاط و سرور كردن « جمعى دختران پرىزاد مىآيند ، تا روز عيش ميكنند و سماع و صفا مىرانند » .
صفهچه :
ايوانچه ، دكانچه « بر كنار حوض صفهچهيى بود ، بر آن صفهچه بنشست » .
صلابت كردن :
تنديدن ، تندى و سختى نشان دادن « من نيز ترا بزارىزار بكشم ، اين ميگفت و صلابت ميكرد »
صلب :
سرب « گرداگرد آن [ زندان ] را صلب ريخته بودند تا نقب نتوان زدن » .
صلحكردن :
ميانجىگرى كردن ، صلح دادن دو طرف « تو در ميان ما صلح كنى » .
صنج :
سنج ، از آلات موسيقى رزمى ، معرب سنگ « آواز كوس حربى و صنج و كرناى برآمد » . ( صنج رومى : نوعى صنج )
صنعت :
دستان ، حيله ، مكر و چارهگرى
« اى پهلوان ، هلال ما را بحيلت در بلا انداخت اما مرا بعجب صنعتى گرفت » .
صورت :
تصوير « اكنون مدت مديدست كه در باغ جنتآباد بر آن درخت چنار در سه روز سه صورت ديديم و هيچ ندانستيم كه آن صورتها از آن كيست . . . من نقاشان در اطراف عالم فرستادم آن كسانى كه دعوى صحبت ما ميكنند صورتهاى ايشان را نقش كرده بر من آورند » .
صورت حال :
كيفيت واقعه ، چگونگى حال « چون از صورت حال معلوم كرد دريغ خورد » .
صهيل :
شيهه « نعرهء مبارزان و صهيل مركبان بر فلك دوار مىرسيد » .
ضايعان :
كسانى كه عمر و جانشان بهدر ميرود « آن شب چون عمر ضايعان بسر آمد » .
ضايعشدن :
تباه شدن ، باطل شدن « گفت انديشهء ما ضايع شد اكنون بناچار ما را بقيصريه مىبايد رفتن » .
ضايع گذاردن :
متروك گذاشتن به حال خود رها كردن « شاه سرور گفت نتوانيم شهر تعز را چنين ضايع بگذاريم تا دشمنان تصرف كنند » .