زخمدار :
مجروح ، زخمى
« سپاه ايران عظيم زخمدار بودند - زخم داران را خود حساب نبود »
زدن :
حريصانه و با اشتها خوردن « يك مرغ را بزد بعد از آن سفره را گرد كرد » .
حمله كردن ، هجوم بردن ، مغافصة بر كسى تاختن « اينها از هردو جانب بر ما خواهند زد - پنجاه هزار سوار بر يمنيان زدند - يك ايرانى خود را بر لشكر ما زند و لشكر مرا بهم آرد » .
بريدن : « حكم كرد تا درخت بزنند و خاك بريزند تا سپاه فرود آيند » .
قرار دادن ( در تركيب تخت زدن ) :
« ايوانى ديد بغايت بزرگ و تختى از زر سرخ زده » .
زرادخانه :
اسلحه خانه ، انبار اسلحه « آن جوانان ايرانى را بردند در زرادخانه دربند كردند و در زرادخانه بريشان بربستند »
زرده :
اسب « اولين كسى كه عزم ميدان كرد سوارى بود بر يكى زرده رومى بلند سوار گشته » .
زرده خنگ يعنى اسب سفيد : « از طرف دست راست سپاه عزم ميدان كرد ، بر زردهء خنگى سوار گشته بود » .
زرنگ :
تيزپر ، تيزرو ، چابك « تير خدنگ زرنگ » .
زرهخانه :
زرادخانه
زقوم :
درختى دوزخى « كوهتن رعدآواز آن شير زور گرگ گاز ، قدى چون درخت زقوم بركشيده » .
زمان تا زمان :
لحظه بلحظه
زمانى شد :
مدتى گذشت
زمين را بدل كردن :
تغيير مكان دادن
زنان زنان :
حملهكنان ، در حال حمله و تيغ زدن « دو هزار سوار را در پيش كرده زنان زنان مىآورد » .
زندانخانه :
زندان ، محبس « جايى بزرگ ديد و آن زندانخانه بود » .
زواده :
توشه ( زوادهء راه - توشهء راه )
« ازين زوادهيى كه در اين راه ميخورى . . . » « ملاحان گفتند چندانكه زواده داريم نميريم » .
زودترى :
اندكى زودتر
« فيروز شاه گفت كه ما را كشتى مىبايد كه زودترى برويم كه ملك داراب نگرانست » .
زور كردن :
قوت كردن ، نيرو كردن ، زور زدن ، فشردن ، فشار آوردن « بندها را بر زمين مىماليد و زور مىكرد - آشوب بينى او را بگرفت و زور كرد - اسكندر شاه بغايت ملول بود كه ايرانيان زور كرده بودند . - لشكر جمشيد شاه زور كردند و جمله در شهر درآمدند - سنان بر سينهء تور نهاد كه حركت نكنى و اگرنه زور كنم تا از پشتت بگذرد » .
زورناك :
زورمند ، قوى ، نيرومند
« او از اكوان ديو زورناكتر است »
زه :
بند و قيد « جمشيد شاه در طلسم شاه سليمان نبى رفت ، كاشكى مىدانستيم كه جمشيد شاه بزه است » .
زهاب :
رشتهء آب كه از چشمه پياپى خارج شود ، نشت آب « دايم از راه جگر بجويبار ديده زهاب حسرت روان مىكرد » .
زهره :
جرأت « هيچكس را زهرهء آن نبود كه در پيش آن دهل رود » .