پذيرفتن :
قول دادن « فيروز شاه گفت اى خواجه الياس تو به عهده مىگيرى ؟ خواجه الياس گفت بلى پذيرفتم » .
پر :
دامن « غلامان ماهرو با كمرهاى زرين پر قبا در پر قبا بسته » .
پراگنده شدن :
شايع شدن ، منتشر شدن خبر و جز آن
پربلا :
شرور ، بدذات ، فتنهانگيز « فيروز شاه گفت اى سياه كراى پربلا و اى دراز بيهودهگوى » .
پرتاب دادن :
پرتاب كردن ، گشاد دادن ، رها كردن تير به قوت « نامه را بر تير خدنگ بست و در خانهء كمان خوارزمى نهاد و بكشيد و بگشاد و پرتاب داد » .
پرداختن :
فارغ شدن « حكم كرد تا ملك داراب از تخت و پشت ژندهپيل بر پشت مركب آيد و باروبنه از عقب لشكر بكوه برند ، چون ازين كارها بپرداختند . . . » .
مشغول شدن ، سرگرم شدن « بياييد در ميدانم كه وقت آنست كه بشما بپردازم »
پرداخته :
حاضر و مهيا
پردان :
بسياردان « زرينتاج دختر حرامزادهء پردان بود » .
پردل :
دلاور
پرسش :
احوالپرسى « كوفتى عظيم بر ران پهلوان رسيده شاه سرور گفت پس واجب آنست كه او را پرسش كنى » .
پرسش كردن :
حال پرسيدن ، احوالپرسى كردن ، از كيفيت حال كسى استفسار كردن ، تحقيق كردن ، احوال پرسيدن « ملك مسروق بن عتبه و نصر بن عدل بر سرين عدنان بنشستند و او را پرسش كردند »
پرسيدن :
احوالپرسىكردن « عين الحيات گفت اى شاهزاده نيك آمدى كه در فراقت سوختم ، دير آمدى و ما را دير پرسيدى » .
پروا :
توجه « شاه وليد خالد را خود چندان غم فرزند خود بود كه پرواى كس نداشت . - خود هيچ كس را پرواى او نبود - جنگ مغلوبه دست داد ، هيچ كس را پرواى كس نبود » .
پروا داشتن :
توجه داشتن ، در فكر كسى يا چيزى بودن « پادشاه بعزاى خطير مشغولست و پرواى هيچ چيز ندارد » .
پروريدن :
تربيت كردن ، پروراندن « فيروز شاه و فرخزاد و بهروز عيار را مىپروريدند » .
پسرگير :
پسرخوانده : « يكى را از تخم رستم طلب مىكند كه به خون اكوان ديو هلاك كند على الخصوص كه پسرگير او را كشتهاى » .
پشت :
صلب ، كمر ، جايى از كمر كه ميپنداشتند منى آنجا جمع مىشود « من از پشت او بزادم بدين فرزند كه در كنار دارم » .
پشت داشتن :
اتكاء داشتن به چيزى ، به چيزى و بجايى و به كسى متكى بودن « شاميان خيلى غلبه بودند و پشت بر شهر داشتند و دم بدم ايشانرا مدد مىرسيد » .
پشت كردن :
تكيه كردن ، اعتماد كردن ، در عقب گذاشتن « سپاه ايران پشت بر كوه اصفر كرده بودند » .
پشته :
بلندى ، تپه « شاه سرور بر سر پشتهيى با طيفور وزير قرار گرفته بودند كه هلال عيار درآمد - پشتهيى ديد بلند و علم شاه وليد بر آن پشته - پشتهاى نزديك