خرد واگرفتهاى » .
بادا رسانيدن :
گزاردن خبر ، بازگفتن خبر
بادخانه :
بادگير
بادرفش مشتزدن :
كار دور از عقل كردن ، به كار محال و دور از طاقت دست زدن .
بادمراد :
باد موافق كه كشتى را به مقصد رساند « در كشتى نشستند و راه قبروس در پيش گرفتند ، بادمراد برخاست » .
بار :
اجازهء حضور ، اجازهء ورود به خدمت پادشاه و امير « با لشكر شكسته دررسيدند و از حجاب شاه سرور بار طلب كردند ، اجازت فرمود » .
باران كردن :
باراندن ، فروريختن ، فروانداختن ، سرازير كردن « خلق شهر از بالاى برج و بارو بيكبار سنگ و تير و آتش بر لشكر جمشيد شاه باران كردند » .
بار دادن :
اجازهء حضور دادن ، به خدمت خواندن
بار طلب كردن :
بارخواستن ، اجازهء حضور خواستن
باريكاندازى :
انداختن تير با دقت و با نشانه گيرى « جهانافروز تيراندازى نيك بود و در باريكاندازى بىمثل » .
باز :
بسوى « باز باغ » ، با « شاه سيف الدوله . . .
پيش عين الحيات آمد و آنچه رفته بود از اول تا آخر جمله را باز عين الحيات گفت » .
بازپرداختن :
فارغ شدن « چون از سفره و خوان بازپرداختند » . « مؤلف اخبار روايت مىكند كه چون هردو لشكر از كار راستى حرب بازپرداختند » .
بازپس :
آخرالامر « وزير من نيكوراى نيز ازين سخنها مىگفت تا بازپس مرا معلوم شد كه آن سخنها از سر دوستى ايشان مىگفته است » .
بازخوردن :
تصادف كردن ، مصادف شدن « امشب نيمشبى به خانه مىآمدم در راه دخترى ديدم صاحب جمال و صاحب كمال ، جامهاى نيكو پوشيده به من بازخورد » .
« بشاه غضنفر رسيدند كه با بيست هزار مرد مىآمد ، به دو در راه باخوردند » .
بازداشتن :
توقيف كردن ، به حبس انداختن ، مقيد كردن « امرا همچنين كردند و شاه هزبر را بازداشتند » .
متوقف كردن « گلبوى گفت اى سنبل تو بر در حرم باش و كسى را مگذار كه پيش من آيد . سنبل گفت اى ملكه مرا چه طاقت آنست كه ملك نصر بن عدل را باز دارم » .
واداركردن « شاه سيف الدوله گفت چنين كنم ، جمعى را برين كار بازداريم » .
دريغ داشتن ، منع كردن « بقول وزير او را عزت مىداشتند از شراب و كباب هيچ ازو بازنمىداشتند » .
واداشتن ، نگاه داشتن و ايستاندن « سنبل خادم را به خدمت او بازداشت » .
بازدانستن :
تحقيق كردن ، معلوم كردن ، مطلع شدن ، اطلاع يافتن « در شهر درآمدند و خبر بازدانستند كه ايشان را نكشتهاند » .
« پس جاسوسان از هردو لشكر بفرستادند و خبرها بازدانستند » .
بازكشيدن ( مركب را ) :
بازداشتن و متوقف ساختن ( مركب را )