مبارزان ايران روى بپاى برج و كنار خندق نهادند . شاه سرور با همهء سپاه يمن و خلق شهر بر بالاى برج برآمدند از زير و بالا حرب عظيم پيوسته شد و بسيارى از بالا و زير بقتل آمدند . . .
و چون شب نزديك شد از هم بازگشتند » .
« چون شب درآمد سپاه از هم بازگشتند » .
از يك ناگاه :
ناگهان « جمله از مركبان پياده شدند و دست به غارت و غنيمت بردند كه از يك ناگاه ايرانيان چون قضاى مبرم از قفاى ايشان درآمدند » .
از يك نوع :
از يك بابت ، از يك جهت « عين الحيات از يك نوع شاد شد به علت آنكه بخويش نصرت يافته بود » .
ازين :
براى بيان قوت ، در اتصاف موصوف بصفتى به كار مىرود « درآمد عيارى طرارى كه در شب تاريك خال از رخ زنگى ببردى . . . ازين سياهى گردن باريكى دست درازى حيلهبازى كه ابليس با همه تلبيس از آن كبيس كاسه ليس تلبيس آموختى » .
از اين قبيل ، ازين نوع ، اين گونه ، ازين قسم « شاهزاده ازين نوع ميگفت و خاطرجويى فرخزاد ميكرد » .
اژدرها :
اژدها
اساس :
ترتيب ، قاعده ، قانون ، آيين « او را برهنه كنيد تا او را به اساس كشتن بپاى دار بريد » .
اسپارش :
سفارش ، توصيه « پهلوان بهزاد در انديشه كه اين چه كس بود كه مرا اينجا آورد و بدان پيرزن اسپارش كرد ، گويا اين خانهء كيست ؟ »
استادكار :
استاد « به حكم ملك قبيحاى فرنگ استاد كارانرا با خلق بسيار و اسبابى كه دربايست بود بياوردند » .
استادن :
ستدن ، استدن ، ستانيدن ، گرفتن چيزى از كسى ، ستاندن « هيچكس طرمتاش را از دست اين جوان نمىتواند استادن - او را از دست ملكزاده قيسان پرى استاده است - البته مرا هلاك خواهيد كردن و آنچه دارم بخواهيد استادن . - عين الحيات خيلى زحمت كشيده بود كه آن مركب را از پدر استاده بود » .
استان :
پسوند مكان ( - ريگاستان : ريگستان ، ريگزار « روايت چنين كردهاند كه كنار آن بيشه بيابان ريگ استان بود » . )
استدن :
گرفتن « ديگر عين الحيات را از شاه مصر نتوانى استدن - هلال گفت خيلى پيش من داريد كه نمىتوانيد استدن » .
استون :
ستون « بهروز در خيمه جست و گرد بنديان برآمد ، جمله در آهن بودند الا شبرنگ كه او را بر استون خيمه بسته بودند » .
اشتلم كردن :
شور و غوغا كردن از راه خودستايى ، داد و بيداد ، خودستايى همراه با تندى و فرياد و عربده « طومار زنگى در ميدان اشتلم ميكرد و مبارز طلب ميكرد . - سيامك سر راه بر حريف بگرفت و گفت اى پهلوان بسيار لاف زدى و اشتلم كردى اما چه سود كه هيچ هنر ندارى . - پيلزور گرزى بر دوش نهاده اشتلم كنان آهنگ ميدان كرد » .