« از آن سبب با تو گفتم كه بر بام رويم و احتياطى كنيم باشد كه خبرى بازدانيم » .
« البته بايد نوشتن و احتياط آن زندان بايد كردن » . « پيلزور رو بشاه سرور كرد و گفت اى شاه يمن و عدن هشيار باش و نيك احتياط كن » .
اختلاط كردن :
آميزش كردن ، معاشرت كردن
اخته خانه :
اصطبل ، طويلهخانه ، سر طويله « از آنجا روانه شدند تا به اخته خانه رسيدند . مجموع اسبان زين كرده بودند » .
اختيار :
گزيده « اكنون در حضرت من ازو عزيزتر هيچكس نيست و اختيار مجلس من او خواهد بود » .
اختيار خود نگاهداشتن :
بر خود مسلط بودن ، مراقب خود بودن « شيرينسوار با خود گفت كه حاضر باش كه اين سوار به ديگران نمىماند ، اختيار خود نگاهدار ! »
اخى :
عنوانى كه جوانمردان يكديگر را بدان مىخواندند « ما بنده و خدمتكاريم بهرچه اخى فرمايد » .
ارادت :
علاقه و عشق « اى جان پدر اركان دولت منتظر بودهاند تا از كجا خبر تو ظاهر گردد تا آنك معلوم شد كه ارادت با شاه خوبان عين الحيات پيدا كردهاى » .
ميل و اراده « اين درويش چيزى به ارادت خود نخواهد دادن تو سخن گوى و طعامى براى ما بستان » . « جمله گرسنه بودند بارادت تمام بخوردند » . « مؤلف روايت مىكند كه به ارادت تمام آن طعام مىخوردند » . « پس من رفتم ، الوداع تا ارادت يزدان جانآفرين چيست » .
ارتفاع :
آنچه از زمين زراعتى حاصل آيد ، غله ، محصول زراعى « حق ملك بر رعيت آنست كه ملك رعيت را نگاه دارد از سپاه بيگانه و از براى رعيت شمشير زند و باج و خراج به نرمى از ايشان بستاند و اگر سالى ارتفاع كم آيد خراج آن سال از ايشان نستاند » .
باصطلاح اهل تنجيم مقدار مسافت بلند شدن كوكب از افق تا سمت الرأس و غايت آن در نود درجه است « طيطوس حكيم اسطرلاب زرين در دست داشت و ارتفاع وقت ميگرفت » .
اردوبازار :
مجموع چادرها و جز آن با متاعها كه بهمراه لشكر فروختن را دارند ( لغتنامهء دهخدا ) « بهمن زرينقبا چون دانست كه كار ايرانيان دشوار خواهد شد ، اول بفرمود تا خيمه و خرگاه و اردوبازار و هرچه دربند داشتند در آن كوه بردند و درين كوههاى سخت جا گرفتند » .
ارزيز :
قلعى ، روى
ارسال كردن :
خبرى به پيغام يا بنامه نزد كسى فرستادن ، پيام دادن « . . . شكسته و بسته و بختبرگشته و سعادت رميده بازگرديد ، يكى را بقيصريه پيش پدر فرستاد و از شكستن سپاه و گرفتار شدن طرمتاش و كشته شدن آنچه بود پيش پدر ارسال كرد » . « ما را برسالت فرستادهاند به حضرت ملك خناس و چند سخن ارسال كردهاند » . « سخنى چند كه مصلحت روزگار هردو طرف باشد ارسال گردانيم » .
ارش :
به فتح اول و دوم ، مقياس طول از