تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
« از آن سبب با تو گفتم كه بر بام رويم و احتياطى كنيم باشد كه خبرى بازدانيم » . « البته بايد نوشتن و احتياط آن زندان بايد كردن » . « پيل‌زور رو بشاه سرور كرد و گفت اى شاه يمن و عدن هشيار باش و نيك احتياط كن » .

اختلاط كردن :

آميزش كردن ، معاشرت كردن

اخته خانه :

اصطبل ، طويله‌خانه ، سر طويله « از آنجا روانه شدند تا به اخته خانه رسيدند . مجموع اسبان زين كرده بودند » .

اختيار :

گزيده « اكنون در حضرت من ازو عزيزتر هيچكس نيست و اختيار مجلس من او خواهد بود » .

اختيار خود نگاهداشتن :

بر خود مسلط بودن ، مراقب خود بودن « شيرين‌سوار با خود گفت كه حاضر باش كه اين سوار به ديگران نمىماند ، اختيار خود نگاهدار ! »

اخى :

عنوانى كه جوانمردان يكديگر را بدان مىخواندند « ما بنده و خدمتكاريم بهرچه اخى فرمايد » .

ارادت :

علاقه و عشق « اى جان پدر اركان دولت منتظر بوده‌اند تا از كجا خبر تو ظاهر گردد تا آنك معلوم شد كه ارادت با شاه خوبان عين الحيات پيدا كرده‌اى » . ميل و اراده « اين درويش چيزى به ارادت خود نخواهد دادن تو سخن گوى و طعامى براى ما بستان » . « جمله گرسنه بودند بارادت تمام بخوردند » . « مؤلف روايت مىكند كه به ارادت تمام آن طعام مىخوردند » . « پس من رفتم ، الوداع تا ارادت يزدان جان‌آفرين چيست » .

ارتفاع :

آنچه از زمين زراعتى حاصل آيد ، غله ، محصول زراعى « حق ملك بر رعيت آنست كه ملك رعيت را نگاه دارد از سپاه بيگانه و از براى رعيت شمشير زند و باج و خراج به نرمى از ايشان بستاند و اگر سالى ارتفاع كم آيد خراج آن سال از ايشان نستاند » . باصطلاح اهل تنجيم مقدار مسافت بلند شدن كوكب از افق تا سمت الرأس و غايت آن در نود درجه است « طيطوس حكيم اسطرلاب زرين در دست داشت و ارتفاع وقت ميگرفت » .

اردوبازار :

مجموع چادرها و جز آن با متاع‌ها كه بهمراه لشكر فروختن را دارند ( لغت‌نامهء دهخدا ) « بهمن زرين‌قبا چون دانست كه كار ايرانيان دشوار خواهد شد ، اول بفرمود تا خيمه و خرگاه و اردوبازار و هرچه دربند داشتند در آن كوه بردند و درين كوه‌هاى سخت جا گرفتند » .

ارزيز :

قلعى ، روى

ارسال كردن :

خبرى به پيغام يا بنامه نزد كسى فرستادن ، پيام دادن « . . . شكسته و بسته و بخت‌برگشته و سعادت رميده بازگرديد ، يكى را بقيصريه پيش پدر فرستاد و از شكستن سپاه و گرفتار شدن طرمتاش و كشته شدن آنچه بود پيش پدر ارسال كرد » . « ما را برسالت فرستاده‌اند به حضرت ملك خناس و چند سخن ارسال كرده‌اند » . « سخنى چند كه مصلحت روزگار هردو طرف باشد ارسال گردانيم » .

ارش :

به فتح اول و دوم ، مقياس طول از